Thursday, December 31, 2009
رژیم کودتایی به ظاهر اسلامی را رسوای عالم خواهیم کرد!؟
راه کارهای پیر فرزانه (موسوی) برای نجات رژیم
بازسازی رژیم میباشد جهت اطلاع عموم از راه حلهای ارائه شده عینا متن ارائه شده درج میگردد:
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم:
1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
Monday, December 28, 2009
تکرار همه راه هائی که شاه نیز در سال 57 رفت!
تمام این طرح ها را شاه هم تجربه کرد و سرانجام از نفس افتاد. عده ای کم اطلاع مدعی می شوند که این آقایان می خواهند اشتباه شاه را نکرده و مردم را سرکوب کنند. یعنی راهی را که شاه رفت نروند. این استدلال اگر تشویق به دستگیری و کشتار نباشد، از سر بی اطلاعی است.
شاه، همه راه ها را رفت. نه تنها با کودتای 28 مرداد و سالهای پس از آن، نه تنها در 15 خرداد، بلکه در سال 56 و 57 نیز این راهها را رفت، اما در سال انقلاب بدلیل وسعت جنبش انقلابی، گستردگی آگاهی مردم از ماهیت حکومت و خرد اجتماعی که در سراسر ایران مردم به آن دست یافته بودند، آن راه حل های 28 مرداد و 15 خرداد دیگر جواب نداد. مسئله اینجاست.
ژنرال های تند رو شاه هم سرانجام او را که اساسا فردی ترسو و درعین حال اسیر کش بود، قانع کردند و اجازه کشتار از او گرفتند و در میدان ژاله مردمی را که بصورت تحصن روی زمین نشسته بودند به رگبار مسلسل بستند. از کشته، پشته در این میدان باقی ماند. کسانی که این صحنه را از نزدیک دیده اند، هنوز در قید حیات اند. اجساد را با کامیون های خاک بر، مثل زباله جمع کردند و ماشین های آب پاش در عرض چند ساعت زمین را از خون شستند.
اگر آن کشتار، گرهی از رژیم شاه باز کرد، کشتاری مشابه در این روزها می تواند گره جمهوری اسلامی را باز کند. بنابراین، شاه نیز همه راهها را رفت، درحالیکه مردم تنها به یک راه رفتند: سرنگونی استبداد سلطنتی و شخص شاه!
رژیم شاه نیز برای گریز از بحران یک شبه یورش آورد و دهها چهره سیاسی و هنری و ادبی کشور را دستگیر و به زندان منتقل کرد و نزدیک به دو تا سه ماه نیز آنها را در زندان نگهداشت. جنبش مردم بی اعتناء به این دستگیری ها به سوی هدف ادامه یافت. در کاروانسراسنگی – فاصله تهران و کرج- به مردمی که از مراسم بزرگداشت مصدق می آمدند یورش برد و سیاسیون وقت را زیر باتوم و چماق گرفت. از جمله مرحوم داریوش فروهر که تا پایان عمر از درد گردن ناشی از آن یورش می نالید!
نگوئید شاه همه راه ها را نرفت و به همین دلیل سقوط کرد. سرود دلخراش یاد حکومت ندهید. شاه هم همه راه ها را رفت و اتفاقا با عبور از همه راه ها و امتحان کردن همه آنها بود که "مرگ بر شاه" را به شعار انقلاب 57 تبدیل کرد. همه این راه ها را رفت، به جز آن راهی که از همان نخستین جرقه های جنبش انقلابی- اگر زیرک بود و یا مشاوران زیرکی داشت – با تسلیم شدن بموقع به خواست مردم باید می رفت که نرفت و اساسا دیگر در ظرفیت آن نظام چنین عقب نشینی نبود!
شاه هم در تمام طول سال 1356 بیشتر و در سال 1357 کمتر، همین استدلال هائی را می کرد که مقامات اطلاعاتی و امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی اکنون می کنند. معترضان را عده ای اغتشاشگر خطاب کرد که از آنطرف مرزها (اشاره به اتحاد شوروی وقت) کسانی آمده و آنها را فریب داده اند. بعدها انگلستان و رادیو بی بی سی را هم شریک توطئه ای کرد که ابتدا می گفت زیر سر روسیه است!
او نیز در سال 56 و سپس سال 57 خرابکاران، مارکسیست های اسلامی و توده نفتی ها را عامل تحریک مردم برای اغتشاش معرفی می کرد.
نگوئید شاه همه راه ها را نرفت. رفت! و اکنون کودتاچی های حاکم پا جای پای او می گذارند و با چه دقتی سعی می کنند یک قدم خلاف آن مسیر بر ندارند!
به اظهارات مضحک روز گذشته وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی توجه کنید. آنجا که می گوید اغتشاشگران عاشورا اسلحه داشتند. مجاهدین خلق را در میان اغتشاشگران دستگیر کرده ایم و...
او که بر حسب تمام شرایط بی سوادترین و عامی ترین وزیر اطلاعاتی است که در 30 سال گذشته جمهوری اسلامی داشته، حتی برای دقیقه ای نمی تواند خود را به جای مردم تصور کرده و از خویش بپرسد: حاجی! اگر مجاهدین خلق اغتشاش کرده اند، چرا اطرافیان خاتمی و دکتر یزدی را دستگیر کرده ای؟
این همه فیلم از تظاهرات و وقایع عاشورا روی یوتیوب است و مردم هم دیده اند. حتی در یک مورد مردم سلاح نداشته اند. حتی آنجا که باتوم و چماق نیروهای سرکوبگر را از آنها گرفته اند، آن را روی دست بلند کرده و به دیگران نشان داده اند. هرجا که یک فرد نیروی انتظامی به چنگ مردم افتاده، دهها مدافع پیدا شده که مانع کتک زدن آنها توسط مردم خشمگین شده و آنها را به گوشه ای امن برده اند. این سنت و شرف و لوطی منشی ایرانی است که ضعیف و اسیر را نمی زند. کاری که فرماندهان سپاه می کنند و زیردست های خودشان را مجبور به زدن مردم بی دفاع و به گلوله بستن آنها کرده اند. یگانه وسیله دفاعی و حتی تهاجمی مردم سنگ فرش های شکسته پیاده روها بوده است. گربه را هم که در یک اتاق بیاندازید و با چوب به جانش بیفتید از سر ناچاری به شما حمله می کند و چنگ به صورت شما می اندازد. به لباس های عجیب، ساق بندها، مچ بندها چرمی، چوبدست های مخصوص، باتوم های الکتریکی، چکمه ها چرمی، جاسازی های روی پاچه شلوار نیروهای انتظامی و نظامی نگاهی بیاندازید. آنها را به شکل انسان های فضائی در آورده و برای زدن و کشتن مردم به خیابان فرستاده اید. به مردمی را که می خواستند از میدان امام حسین تا میدان آزادی بروند و هیچ سلاحی – چه سرد و چه گرم- همراه نداشتند حمله کرده اند، این مردم چه می توانستند بکنند جز آنچه کردند: سنگ پرانی برای دفاع از خویش و مقابله با نیروئی که همه وسیله ای را برای سرکوب دراختیار داشت.
کدام مجاهد خلق؟ کدام اسلحه؟
دیوانه شده اید و حرف های جنون آمیز می زنید. و این یعنی از هم گسیختگی و پاره شدن شیرازه های حکومت. ده هزار نفر را هم دستگیر کنند، درد بی خردی و جنون درمان نمی شود. آینده نشان خواهد داد.
نقل از پیک نت
Sunday, December 27, 2009
رادان:نیروی انتظامی نقشی در کشته شدن 4 نفر نداشته است!؟
مکان:صدا و سیمای رژیم
زمان:ساعت 9.30
مصاحبه گر:
جناب رادان قضیه کشته شدن 4 نفر در روز عاشورا چیه؟
رادان:
خدمت بینندگان عرض کنم حوالی پل بودیم که یهو دیدیم جوونی از شوق دیدن نیروهای انتظامی خودشو از بالای پل به پایین پرت کرد و متاسفانه در دم جان سپرد
از طرفی راننده وانت هم حین فرار از دست نیروهای اغتشاشگر بر اثر دستپاچگی نتونست ماشینو کنترل کنه و باعث زیر گرفته شدن 2 نفر و مرگ آن دو نفر شد
از طرف دیگه ما که دست نیروهامون تفنگ نداده بودیم یعنی داده بودیم ولی تمام فشنگهاش همه مشقی بودند و خب خودتون میدونید که تیر مشقی باعث مرگ نمیشه اما نمیدونم تیری که به چهارمین نفر اثابت کرد از تفنگ چه کسی شلیک شد در هر صورت ما نبودیم و نمیخوایم هم بدونیم که کی بود بنا بر این امروز در جریان تظاهرات خونی از دماغ کسی بر زمین ریخته نشده است
والسلام
بزرگترین اشتباهی که رژیم کودتا مرتکب شد
حرمت ایام محرم را نگه داشت و این نشان از اعتقاد وی به این ایام بود
دوم از ترس فراگیر شدن دامنه اعتراضات و مشاوره همراهان برای کاستن از شدت اعتراضات باعث شد که جمعیت میلیونی بتوانند بدون دغدغه در مراسم عزاداری حسینی شرکت کنند البته نمیبایست این نکته را از نظر دور داشت که شاه رقیق القلتب تر از ان بود که شاهد به خاک و خون کشیده شدن مردمش در ایام محرم باشد
اما گویی خامنه ای و ایادی سرسپرده اش روی یزید و سپاهیانش رو نیز سفید کردند و الحق میتوان یزید زمان لقبش داد چرا که در رسیدن به هدفش از کشتار مردم حتی در ایم تاسوعا و عاشورا نیز ابایی ندارد البته از دیکتاتور بیش از این انتظاری هم نمیتوان داشت
به امید سرنگونی دیکتاتور و ایادی سر سپرده اش
Saturday, December 12, 2009
در حاشیه خبر 20.30 در مورد پاره کردن عکس امام خمینی توسط جنبش سبز!
در جعلی بودن و هدفمند بودن این خبر میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
-بدنه جنبش به هیچ وجه چنین اقدامی را تایید نکرد و بچه های جنبش لینکی در تایید ان ارسال ننمودند حال انکه در قضیه رژه رفتن روی بنر خامنه ای کلی لینکها راه افتاد و تایید شد
- سوال بنده از صدا و سیما اینست که چرا بخش 20.30 خبر پاره کردن بنر خ-ر را در سیما پخش ننمود حال انکه فیلم پایین کشیدن بنر توسط اعضای جنبش نیز قویا تایید میکرد اقدام این عمل توسط عوامل جنبش سبز را اما یک عکس پاره از خمینی نمیتواند تاییدی بر پاره شدن توسط اعضای جنبش بوده باشد
اگر چنین است میتوان این ادعا را نمود چون طبق بند 27 قانون اساسی ((تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است)) مجاز میباشد و رژیم از تشکیل هر گونه اجتماعت و راهپیمایی جلوگیری میکند پس قانون اساس را قبول ندارد بنا بر این ضد نظام میباشد
به همین سادگی میتوان خود عوامل رژیم را ضد نظام قلمداد کرد
البته سیما نیز خود میداند که خ-ر محبوبیتی نزد مردم ندارد و از طریق خبر پاره کردن بنر قادر به برانگیختن احساسات مردم نیست بنا بر این با استفاده ابزاری از نام و شخصیت امام خمینی سعی در گل آلود کردن آب و در نهایت ماهبیگیری از این اب گل آلود میباشد
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین