Thursday, December 31, 2009

رژیم کودتایی به ظاهر اسلامی را رسوای عالم خواهیم کرد!؟



دیشب فیلم بالا رو دیدم منقلب شدم و بد حال!براستی حکومت خود کامه سنگدلی را به انتها رسانده است . رژیمی که بر ملت خود چنین کند بر حکمرانش باید گریست به نظر بنده بعد از کارناوالی که کودتاچیان برای لاپوش گذاشتن بر اقدامات ددمنشانه خود در روز عاشورا براه انداخت چند روزی باید روشنگری کرد و و به هر نحو ممکن مردم را در جریان اقدامات ددمنشانه عمال رژیم به اصطلاح اسلامی در روز عاشورا قرار داد
میتوان با تکثیر سی دی و یا از طریق بلوتوث و تمامی راههای ممکن اطلاع رسانی کرد باشد که رژیم را رسوای عالم کنیم

راه کارهای پیر فرزانه (موسوی) برای نجات رژیم

بعد از هجمه گسترده رژیم کودتا به اهل قلم و یاران و یاوران امام خمینی بعد از عاشورای خونین که تماما برای سرپوش گذاشتن بر عمق جنایتی بود که بر ملت روا داشتند اینبا پیر فرزانه با درایتی امام گونه پا به عرصه گذاشت و در جهت برون رفت از بحران موجود راه حلهای خود را اراوه نمود که الحق راهکارهای ارائه شده تنها راههای خروج از وضعیت موجود با کمترین هزینه و حفظ و
بازسازی رژیم میباشد جهت اطلاع عموم از راه حلهای ارائه شده عینا متن ارائه شده درج میگردد:
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم:


1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .


2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .


3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .


4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟


5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .


به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

Monday, December 28, 2009

تکرار همه راه هائی که شاه نیز در سال 57 رفت!

شیرازه حکومت از هم گسسته است و با یورش و دستگیری های گسترده و حتی تبعید و اعدام دسته جمعی نیز این شیرازه دوباره گره نخورده و به هم وصل نخواهد شد. اظهار نظرهای عالی ترین مقامات امنیتی و اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی در 48 ساعت پس از تاسوعا و عاشورا برجسته ترین نمونه های این از هم گسیختگی است. این که یکباره در تهران 1500 نفر و در اصفهان نزدیک 500 نفر و در شهرهای دیگر نیز به همین نسبت ها دستگیر کرده و یا دستگیر بکنند، دلیل استواری حاکمیت نیست، بلکه درست دلیل ضعف و از هم گسیختگی است. حکومتی که دست به این اقدامات می زند، اولا در داخل خود بشدت دچار اختلاف نظر و رقابت است و دوم این که بشدت وحشت زده است و از سقوط می ترسد.

تمام این طرح ها را شاه هم تجربه کرد و سرانجام از نفس افتاد. عده ای کم اطلاع مدعی می شوند که این آقایان می خواهند اشتباه شاه را نکرده و مردم را سرکوب کنند. یعنی راهی را که شاه رفت نروند. این استدلال اگر تشویق به دستگیری و کشتار نباشد، از سر بی اطلاعی است.

شاه، همه راه ها را رفت. نه تنها با کودتای 28 مرداد و سالهای پس از آن، نه تنها در 15 خرداد، بلکه در سال 56 و 57 نیز این راهها را رفت، اما در سال انقلاب بدلیل وسعت جنبش انقلابی، گستردگی آگاهی مردم از ماهیت حکومت و خرد اجتماعی که در سراسر ایران مردم به آن دست یافته بودند، آن راه حل های 28 مرداد و 15 خرداد دیگر جواب نداد. مسئله اینجاست.

ژنرال های تند رو شاه هم سرانجام او را که اساسا فردی ترسو و درعین حال اسیر کش بود، قانع کردند و اجازه کشتار از او گرفتند و در میدان ژاله مردمی را که بصورت تحصن روی زمین نشسته بودند به رگبار مسلسل بستند. از کشته، پشته در این میدان باقی ماند. کسانی که این صحنه را از نزدیک دیده اند، هنوز در قید حیات اند. اجساد را با کامیون های خاک بر، مثل زباله جمع کردند و ماشین های آب پاش در عرض چند ساعت زمین را از خون شستند.

اگر آن کشتار، گرهی از رژیم شاه باز کرد، کشتاری مشابه در این روزها می تواند گره جمهوری اسلامی را باز کند. بنابراین، شاه نیز همه راهها را رفت، درحالیکه مردم تنها به یک راه رفتند: سرنگونی استبداد سلطنتی و شخص شاه!

رژیم شاه نیز برای گریز از بحران یک شبه یورش آورد و دهها چهره سیاسی و هنری و ادبی کشور را دستگیر و به زندان منتقل کرد و نزدیک به دو تا سه ماه نیز آنها را در زندان نگهداشت. جنبش مردم بی اعتناء به این دستگیری ها به سوی هدف ادامه یافت. در کاروانسراسنگی – فاصله تهران و کرج- به مردمی که از مراسم بزرگداشت مصدق می آمدند یورش برد و سیاسیون وقت را زیر باتوم و چماق گرفت. از جمله مرحوم داریوش فروهر که تا پایان عمر از درد گردن ناشی از آن یورش می نالید!

نگوئید شاه همه راه ها را نرفت و به همین دلیل سقوط کرد. سرود دلخراش یاد حکومت ندهید. شاه هم همه راه ها را رفت و اتفاقا با عبور از همه راه ها و امتحان کردن همه آنها بود که "مرگ بر شاه" را به شعار انقلاب 57 تبدیل کرد. همه این راه ها را رفت، به جز آن راهی که از همان نخستین جرقه های جنبش انقلابی- اگر زیرک بود و یا مشاوران زیرکی داشت – با تسلیم شدن بموقع به خواست مردم باید می رفت که نرفت و اساسا دیگر در ظرفیت آن نظام چنین عقب نشینی نبود!

شاه هم در تمام طول سال 1356 بیشتر و در سال 1357 کمتر، همین استدلال هائی را می کرد که مقامات اطلاعاتی و امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی اکنون می کنند. معترضان را عده ای اغتشاشگر خطاب کرد که از آنطرف مرزها (اشاره به اتحاد شوروی وقت) کسانی آمده و آنها را فریب داده اند. بعدها انگلستان و رادیو بی بی سی را هم شریک توطئه ای کرد که ابتدا می گفت زیر سر روسیه است!

او نیز در سال 56 و سپس سال 57 خرابکاران، مارکسیست های اسلامی و توده نفتی ها را عامل تحریک مردم برای اغتشاش معرفی می کرد.

نگوئید شاه همه راه ها را نرفت. رفت! و اکنون کودتاچی های حاکم پا جای پای او می گذارند و با چه دقتی سعی می کنند یک قدم خلاف آن مسیر بر ندارند!

به اظهارات مضحک روز گذشته وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی توجه کنید. آنجا که می گوید اغتشاشگران عاشورا اسلحه داشتند. مجاهدین خلق را در میان اغتشاشگران دستگیر کرده ایم و...

او که بر حسب تمام شرایط بی سوادترین و عامی ترین وزیر اطلاعاتی است که در 30 سال گذشته جمهوری اسلامی داشته، حتی برای دقیقه ای نمی تواند خود را به جای مردم تصور کرده و از خویش بپرسد: حاجی! اگر مجاهدین خلق اغتشاش کرده اند، چرا اطرافیان خاتمی و دکتر یزدی را دستگیر کرده ای؟

این همه فیلم از تظاهرات و وقایع عاشورا روی یوتیوب است و مردم هم دیده اند. حتی در یک مورد مردم سلاح نداشته اند. حتی آنجا که باتوم و چماق نیروهای سرکوبگر را از آنها گرفته اند، آن را روی دست بلند کرده و به دیگران نشان داده اند. هرجا که یک فرد نیروی انتظامی به چنگ مردم افتاده، دهها مدافع پیدا شده که مانع کتک زدن آنها توسط مردم خشمگین شده و آنها را به گوشه ای امن برده اند. این سنت و شرف و لوطی منشی ایرانی است که ضعیف و اسیر را نمی زند. کاری که فرماندهان سپاه می کنند و زیردست های خودشان را مجبور به زدن مردم بی دفاع و به گلوله بستن آنها کرده اند. یگانه وسیله دفاعی و حتی تهاجمی مردم سنگ فرش های شکسته پیاده روها بوده است. گربه را هم که در یک اتاق بیاندازید و با چوب به جانش بیفتید از سر ناچاری به شما حمله می کند و چنگ به صورت شما می اندازد. به لباس های عجیب، ساق بندها، مچ بندها چرمی، چوبدست های مخصوص، باتوم های الکتریکی، چکمه ها چرمی، جاسازی های روی پاچه شلوار نیروهای انتظامی و نظامی نگاهی بیاندازید. آنها را به شکل انسان های فضائی در آورده و برای زدن و کشتن مردم به خیابان فرستاده اید. به مردمی را که می خواستند از میدان امام حسین تا میدان آزادی بروند و هیچ سلاحی – چه سرد و چه گرم- همراه نداشتند حمله کرده اند، این مردم چه می توانستند بکنند جز آنچه کردند: سنگ پرانی برای دفاع از خویش و مقابله با نیروئی که همه وسیله ای را برای سرکوب دراختیار داشت.

کدام مجاهد خلق؟ کدام اسلحه؟

دیوانه شده اید و حرف های جنون آمیز می زنید. و این یعنی از هم گسیختگی و پاره شدن شیرازه های حکومت. ده هزار نفر را هم دستگیر کنند، درد بی خردی و جنون درمان نمی شود. آینده نشان خواهد داد.
نقل از پیک نت

Sunday, December 27, 2009

رادان:نیروی انتظامی نقشی در کشته شدن 4 نفر نداشته است!؟

سلام
مکان:صدا و سیمای رژیم
زمان:ساعت 9.30
مصاحبه گر:
جناب رادان قضیه کشته شدن 4 نفر در روز عاشورا چیه؟
رادان:
خدمت بینندگان عرض کنم حوالی پل بودیم که یهو دیدیم جوونی از شوق دیدن نیروهای انتظامی خودشو از بالای پل به پایین پرت کرد و متاسفانه در دم جان سپرد
از طرفی راننده وانت هم حین فرار از دست نیروهای اغتشاشگر بر اثر دستپاچگی نتونست ماشینو کنترل کنه و باعث زیر گرفته شدن 2 نفر و مرگ آن دو نفر شد
از طرف دیگه ما که دست نیروهامون تفنگ نداده بودیم یعنی داده بودیم ولی تمام فشنگهاش همه مشقی بودند و خب خودتون میدونید که تیر مشقی باعث مرگ نمیشه اما نمیدونم تیری که به چهارمین نفر اثابت کرد از تفنگ چه کسی شلیک شد در هر صورت ما نبودیم و نمیخوایم هم بدونیم که کی بود بنا بر این امروز در جریان تظاهرات خونی از دماغ کسی بر زمین ریخته نشده است
والسلام

بزرگترین اشتباهی که رژیم کودتا مرتکب شد

ترس رژیم از به هم پیوستن مردم به همدیگر و ایجاد موج ویرانگر کودتاچیان را دچار اشتباه مقابله با عزاداران در روز عاشورا نمود عاشورای 57 را اکثریت به خاطر دارند زمانی که رژیم شاهانشاهی وستور منع برخورد با عزاداران را صادر نمود به نظر بنده دو حالت متصور بود:
حرمت ایام محرم را نگه داشت و این نشان از اعتقاد وی به این ایام بود

دوم از ترس فراگیر شدن دامنه اعتراضات و مشاوره همراهان برای کاستن از شدت اعتراضات باعث شد که جمعیت میلیونی بتوانند بدون دغدغه در مراسم عزاداری حسینی شرکت کنند البته نمیبایست این نکته را از نظر دور داشت که شاه رقیق القلتب تر از ان بود که شاهد به خاک و خون کشیده شدن مردمش در ایام محرم باشد
اما گویی خامنه ای و ایادی سرسپرده اش روی یزید و سپاهیانش رو نیز سفید کردند و الحق میتوان یزید زمان لقبش داد چرا که در رسیدن به هدفش از کشتار مردم حتی در ایم تاسوعا و عاشورا نیز ابایی ندارد البته از دیکتاتور بیش از این انتظاری هم نمیتوان داشت
به امید سرنگونی دیکتاتور و ایادی سر سپرده اش

Saturday, December 12, 2009

در حاشیه خبر 20.30 در مورد پاره کردن عکس امام خمینی توسط جنبش سبز!

بخش 20.30 سیمای ضرغامی خبر پاره کردن تمثال امام خمینی را جنان با ولع بازگو میکند که یادش رفته چندی پیش اعضای جنبش بنر خامنه ای را پایین کشیدند و روی آن رژه رفتند اما غافل از اینکه مردم خیلی هوشیارتر از آن هستند که کودتاچیان تصور میکنند
در جعلی بودن و هدفمند بودن این خبر میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
-بدنه جنبش به هیچ وجه چنین اقدامی را تایید نکرد و بچه های جنبش لینکی در تایید ان ارسال ننمودند حال انکه در قضیه رژه رفتن روی بنر خامنه ای کلی لینکها راه افتاد و تایید شد
- سوال بنده از صدا و سیما اینست که چرا بخش 20.30 خبر پاره کردن بنر خ-ر را در سیما پخش ننمود حال انکه فیلم پایین کشیدن بنر توسط اعضای جنبش نیز قویا تایید میکرد اقدام این عمل توسط عوامل جنبش سبز را اما یک عکس پاره از خمینی نمیتواند تاییدی بر پاره شدن توسط اعضای جنبش بوده باشد
اگر چنین است میتوان این ادعا را نمود چون طبق بند 27 قانون اساسی ((تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است))‏‏ مجاز میباشد و رژیم از تشکیل هر گونه اجتماعت و راهپیمایی جلوگیری میکند پس قانون اساس را قبول ندارد بنا بر این ضد نظام میباشد
به همین سادگی میتوان خود عوامل رژیم را ضد نظام قلمداد کرد

البته سیما نیز خود میداند که خ-ر محبوبیتی نزد مردم ندارد و از طریق خبر پاره کردن بنر قادر به برانگیختن احساسات مردم نیست بنا بر این با استفاده ابزاری از نام و شخصیت امام خمینی سعی در گل آلود کردن آب و در نهایت ماهبیگیری از این اب گل آلود میباشد
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین


Friday, November 27, 2009

تفکر ديکتاتوري چگونه شکل ميگيرد!؟

سلام
اگر به تاريخ نيم نگاهي بياندازيم با ديکتاتورهاي بسياري مواجه ميشويم که در آغاز بر مبناي مردم سالاري بر مسند قدرت نشته اند اما اينکه سر از ديکتاتوري در آورده اند خود جاي سوال است
آيا از خود پرسيده ايد که آيا من در ميان خانواده ،دوستان و جامعه به نظرات جمع اهميت ميدهم !يا اينکه ضمن اصرار بر نظرات خود در سرکوب نظرات ديگران هم بسيار ميکوشيم؟ اگر شما جزو اينکونه افراد هستيد به قطع دنبال رهبر ديکتاتور هم هستيد چرا که براي تاييد خود دنبال شخصي هستيد که حرف و کردار وي فصل الخطاب بوده و کسي را جرات نقد و انتقاد نباشد و از همينجاست که تفکر کودتايي در جامعه ريشه ميدواند.شما به عنوان يک معلم تا چه اندازه تحمل شنيدن انتقاد دانش اموزان و همکاران را داريد؟به عنوان کاربران شبکه هاي اجتماعي اينترنتي نظير دنباله وفيس بوک و بالاترين آيا تحمل لينک ها و نظرات مخالف خود هستيد؟
يک بار يادمه تو بالاترين هنگام برگزاري بيدادگاه رژيم لينک زدم که فلاني کم آورده است!؟ يوزرها از هر طرف ريختند سرم و اگر واقعا بهم دسترسي داشتند تيکه بزرگه کوشم بود که بر جا ميموند!براستي چرا؟آيا ما که خود را اعضاي جنبش سبز معرفي ميکنيم نميبايست تفکرات کودتايي را از ذهن و انديشه خود پاک کنيم ؟امروز تو بالاترين لينکي رو ديدم که از طرف بابک داد گلايه شده بود از بچه هاي بالاترين، همه در کمال احترامي که به بابک داد داشتند نقدش کرده بودند ونظرات خودشونو ابراز کرده بودند همين همانند واکسني در برابر ديکتاتور پروري خواهد بود که بايد آنرا پاس بداريم بياييد در کمال
ارامش و طيب خاطر به نقد انديشه هاي افراد بپردازيم و تفکرات جنبش سبز را با هم انديشي سبزتر کنيم

Monday, November 16, 2009

خوشبختانه تو آنقدر عاقل بودی که رؤیای خود را نگه داری

شخصی تعریف میکرد:من دوستی به نام مانتی رابرتز دارم که یک مزرعه پرورش اسب دارد.
یک روز که در حال صحبت بودیم او داستانی را برای من نقل کرد. داستان پسری که فرزند یک تعلیم دهنده اسب دوره گرد بوده که از اصطبلی به اصطبل دیگر، از مسابقه ای به مسابقه دیگر و از مزرعه ای به مزرعه دیگر می رفت تا اسب ها را آموزش دهد. بنابراین درس خواندن آن پسر در دبیرستان مرتباً با وقفه مواجه می شد وقتیکه سال آخر دبیرستان بود از او خواسته شد تا در یک صفحه بنویسید تا در آینده می خواهد که و چه کاره باشد.
آن شب او هفت صفحه در توصیف هدف خود یعنی داشتن یک مزرعه پرورش اسب نوشت. او درباره رؤیای خود با تمام جزئیاتش نوشت و حتی یک شکل از یک مزرعه 200 جریبی که در آن محل ساختمانها و اصطبلها و مسیر مسابقه مشخص شده بود کشید. و سپس نقشه یک ساختممان 370 متر مربعی را کشید که در مزرعه 200 جریبی او واقع شده بود.
او تمام آرزوهای خود را در آن پروژه قرار داد و روز بعد آنرا به معلم داد. دو روز بعد نوشته هایش به دست خودش بازگشت در صفحه اول یک F(نمره بسیار پایین) با رنگ قرمز نوشته شده بود. با یک توجه که نوشته بود «بعد از کلاس بیا پیش من». پسر با صفحات حاوی رؤیاهایش به دیدن معلم خود رفت و از او پرسید چرا نمره اش F شده است؟
معلم در پاسخ به او گفت این یک رؤیای غیر واقعی برای پسری در شرایط توست. تو فرزند یک خانواده دوره گرد از خانواده سطح پایینی هستی! و هیچ سرمایه ای نداری برای داشتن یک مزرعه پرورش اسب مقدار زیادی پول لازم است. تو باید یک زمین و اسبهایی با نژاد اصیل بخری و آنها را تکثیر کنی که همه اینها مقدار زیادی پول لازم دارد. برای انجام چنین کاری هیچ راهی وجود ندارد. پس از آن، معلم اضافه کرد: اگر تو دوباره با واقع گرایی بیشتری این مطالب را بنویسی من هم در نمره تو تجدید نظر می کنم.
پسر به خانه رفت و مدت طولانی در این مورد فکر کرد و از پدرش در این باره کمک خواست ولی پدرش به او گفت ببین پسرم تو باید خودت این کار را تمام کنی و از ذهن خودت کمک بگیری. البته من می دانم که این تصمیم بزرگی برای توست.
بالاخره بعد از یک هفته کلنجار رفتن پسر همان صفحات را بدون هیچ تغییری به معلمش برگرداند و به معلمش گفت تو می توانی نمره F را برای من نگه داری و من هم رؤیای خود را برای خودم نگه می دارم.
بله آن پسر مانتی بود. او اکنون یک مزرعه اسب 200 جریبی دارد و در حالی این داستان را تعریف می کرد که در خانه 370 متر مربعی خود نشسته بود. مانتی ادامه داد. من هنوز آن ورق کاغذها را دارم. او اضافه کرد بهترین قسمت داستان اینجاست که دو تابستان پیش همان معلم دبیرستان 30 دانش آموز خود را به مزرعه اسب من برای یک تور یک هفته ای آورد. وقتی که معلم قدیمی داشت آنجا را ترک می کرد گفت من معلم تو بودم من سارق رؤیای تو بودم. در آن سالها من رؤیای بچه های زیادی را دزدیدم اما خوشبختانه تو آنقدر عاقل بودی که رؤیای خود را نگه داری
================================
نتیجه گیری اخلاقی اینکه رویاهای جنبش سبز هر چند در نگاه کودتاچیان دست نیافتنیست ولی برای اعضای جنبش دیر یا زود محقق خواهد شد

Thursday, November 12, 2009

بیایید با تیم سایبر سپاه همگام نشویم!

گاها برخی از دوستان ناخواسته با اعضای تیم سایبر سپاه همگام میشوند و موجبات محرومیت برخی کاربران فعال را فراهم می آورند ممکن است بگویید چگونه؟بعضا اشتباهاتی نظیر لینک تکراری و لینک تزیینی و ... ممکن است از جانب اعضای جنبش سر بزند اگر دقت کرده باشید گاها در همان دقایق اول توسط سایبریان شکار میشود و رای های منفی جمع و به مدیریت سایتهای بالاترین و دنباله نامه ای مبنی بر تخلف و به دنبالش محرومیت 1 هفته ای از فعالیت!
دیروز همین اتفاق برای من افتاد بنده در وبلاگ مطلبی رو پست کردم وقتی خواستم در بالاترین پست کنم با ایراد دومین مطلب مواجه شد و من هم لینک رو تزئینی کردم در همون دقایل اول چند نفری ریختند و رای منفی و در نهایت بسته شدن حساب کاربری برای یک هفته ؟
جالت اینجاست که برخی از فعالین جنبش سبز نیز همگام با تیم سپاه رای منفی داده بود که طرف صحبت من بیشتر با این دوستان است که دشمن اگر میشکند حرفی نیست او را*بگو دوست چرا میشکند
در نظر داشته باشیم که تیم سایبر سپاه مترصد فرصت هستند که با گرفتن یک تخلف اعضای جنبش سبز را از گردونه فعالیت خارج کنند .بیایید با تیم سایبر سپاه همگام نشویم

Wednesday, November 11, 2009

20.30 کی میخواد از شیپورچی کودتا بودن دست برداره؟

دوباره 20.30 خوش خدمتی کرد و اعدام مرحوم احسان فتاحی را حاصل عضویت در گروه پراک دونست و با نشون دادن عکسی از نامبرده و اینکه گروه پراک کشتار وسیعی در میان اهالی منطفه داشته اند سعی در مخدوش نمودن چهره آن مرحوم داشت غافل از اینکه حنای20.30 دیگه رنگی نداره و همه در یکسویه نگری صدا و سیما متفق القولند صدا و سیما کی میخواد از سیپورچی دولت کودتا ؟ بودن دست برداره دور نست روزی که در پیشگاه عدل الهی به چه کنم چه کنم خواهی افتاد

بنی ادم اعضای یک پيکرند*که در آفرینش زیک گوهرند*چو عضوی بدرد آورد روزگار*دگر عضوها را نماند قرار

مطلبی که در ذیل بدان پرداخته میشود در حد پیشنهاد بوده و قابل نقد میباشد
با توجه به اینکه جامعه مجازی هم مقبولیت خاص خود را دارد پیشنهاد میشود برای یادبود احسان فتاحیان و سایر جانباختگان جنبش مدنی لینکی زده شود و در ذیل هر کامنت اگر از دوستان مطلب خاصی در یاد آن بزرگوار داشته باشند مرقوم کنند و گرنه به گفتن تسلیت و قرائت فاتحه یاد و خاطره ان بزرگوار را گرامی بداریم و بدین طریق به رژیم کودتا نیز بفهمانیم ملت ایران همچو( بنی ادم اعضای یک پيکرند*که در افرینش زیک گوهرند**چو عضوی بدرد آورد روزگار*دگر عضوها را نماند قرار) بسان ملت واحدی هستند که در نا بسامانیها و کژیهای روزگار در کنار همدیگر و یار و یاور همدیگرند
چگونگی اجرای این پیشنهاد میتواند بعد از پختگی در بخثهای اعضا جنبه اجرایی به خود بگیرد

Tuesday, November 10, 2009

احسان هم رفت

سحرگاه امروز احسان هم به خیل جانباختگان رژیم ستیز پیوست آنچه مشهود است رژیم کودتا از اعدام وی هدفی داشته است
ایجاد رعب و وحشت در دل هم میهنان کرد
به زعم خود ممانعت از پیوستن هم میهنان کرد به جنبش سبز و جلوگیری از گسترش موج مخالفت
ایجاد رعب و وحشت در دل اعضای موج سبز برای جلوگیری از گرایش احتمالی به خشونتهای اتی
( ترساندن جنبش سبز از براه انداختن تظاهراتی همچون 13 آبان در آینده (16 آذر
با وجود اهدافی که رژیم دنبال میکند اما این اهداف در درازمدت نتیجه کاملا عکس خواهد داد و همچون تیریست که به سمت خودشان
شلیک شده است چرا که ملت ایران فهیمتر و اگاهتر از ان هستند که عمال رژیم در مورد مردم میکنند
برای خنثی کردن حرکتهای رژیم به استقبال 16 آذر خواهیم رفت و با یکپارچگی قومیتی چنان درسی به رژیم خواهیم داد که در
تاریخ ثبت شود

دکتر جان(صفار) چی میخواستی؟چی شد!

در پی حضور صفار هرندی در دانشگاه گیلان برای به چالش کشیدن جنبش سبز با وجود آماده سازی قبلی دانشگاه و چاپ اطلاعیه های رنگی آنچنانی گویا جز اعتراض و شعارهای تند دانشجویان چیزی گیرش نیومد و دست از پا درازتر دانشگاه را ترک کرده است

به پیوست اطلاعیه رنگی فراخوان سخنرانی صفار هرندی قرار میگیرد



Monday, November 9, 2009

خشونت متقابل،اری؟خیر؟

نیروهای تا بن دندان مسلح ایادی خود فروخته رژیم با یورش بی رحمانه به زنان و دختران بی دفاع در روز 13 ابان ، از این حرکت خود اهداف زیر را دنبال میکنند :
1- به مبارزه طلبیدن جوانان جنبش سبز برای لوث کردن حرکت اخلاقی جنبش سبز و کشاندن مبارزات جنبش سبز به خشونت. بنده بر این عقیده ام که در مقطع کنونی که جنبش نوپا بوده و در حال گذر از مرحله بلوغ میباشد خشونت جز اینکه باعث پراکنده شدن نیروها و ریزش طرفداران میشود ثمر دیگری ندارد و در یک کلام ضررش از منفعت بیشتر است و لازم است جوانان خویشتن داری نموده و در دام کودتاچیان نیافتند البته گاها یکی دومورد اعمال خشونت متقابل برای تفهیم این موضوع که در صورت اعمال خشونت طرف مقابل هم اسیب خواهد دید ضروریست

2-از دور خارج ساختن طیف زنان و دختران از مبارزات و به نصف تقلیل دادن حامیان جنبش سبز اما حقیر بر این عقیده ام که طیف زنان و دختران در این 30 سال جنان مورد بی مهری و ظلم قرار گرفته اند که که با این چنین رفتارها نابخردانه عوامل رژیم از میدان بدر نخواهند شد اما بر ما جوانان در اجتماعات وظیفه است که حامی و پشتیبان زنان و دختران باشیم و از دستگیری و کتک خوردن انها توسط مزدوران رژیم جلوگیری کنیم چرا که در خشونتها مردان را توان و تحمل مقابله با خشونت بیشتر است

3-وادار کردن خانوادها برای ممانعت از پیوستن دختران به جنبش سبز به واسطه خشونتهای اعمال شده در طول تظاهرات و اذیتهای جسمی و روانی و گاه جنسی به دختران به عنوان هدف بعدی اعمال خشونت مد نظر کودتاچیان میباشد
نظر سایر دوستان در این زمینه راهگشا خواهد بود

Friday, November 6, 2009

خداوندا تو خود شاهد ظلمی که بر این امت میرود باش

ای علما!شنیده اید که در شیراز با نوامیس مردم چه کرده اند؟غیرتتان قبول میکند که مردان زالو صفت رژیم دختران مسلمان این مرزو بوم را بر ترک موتور سوار کرده و چادر و مقنعه از سر بکشند!کجاست غیرت دینی!کجاست ناموس پرستی!کجایند همت ها و باکریها ؟چرا واکنسی نشان نمیدهید اینان دختران کشور مسلمان شمایند و نه کشور اجنبی!تف بر غیرت تو بسیجی !مگر خودت ناموس نداری خواهر و برادر نداری؟به والله اگر تحمل کنی کسی چپ به ناموس و خواهر مادرت نگاه کند پس به کجا میروی ای به ظاهر دنباله رو همت ها و باکریها !؟کاش مرده بودیم و چنین روزهایی را نمی دیدیم

پیشنهاد برای پربار نمودن 16 آذر

دو روز پیش پیشنهادی برای بحث در بالاترین و دنباله قرار دادم در ادرسهای ذیل : بالاترین و دنباله اما با استقبال مواجه نشد دوستی در پایین پست کامنتی گذاشته بود که عینا براتون قرار میدم:

لطفا به نوشتن و لینک دادن در این مورد با ایمان به تاثیر خیلی خوب آن در پیشبرد جنبش ادامه بدین . این نوشته ها حتی اگر به کاهش هزینه در حد یک نفر بازداشتی یا مجروح منجر شود، خیلی ارزشمند است . چه اینکه تاثیر آن به مراتب گسترده تر و بیشتر است .
هرچند شاید بعضی ها فکر کنند که ما نباید فوت وفن کارمونو داد بزنیم، چون این چیزارو دشمنم می خونه. ولی من فکر می کنم بیان و اطلاع رسانی گسترده در این مورد سود بیشتری نسبت به هزینه خواهد داشت. به این معنا که
1) در صورت زیاد شدن تاکتیک های مقابله ، در عمل امکان برخورد با همه آن ها نخواهد بود.
2)در هر موقعیت خاص، از پیش معلوم نیست که ما از چه تاکتیک هایی استفاده خواهیم کرد.
3)بدون اطلاع رسانی از طریق اینترنت هم دشمن با چند بار برخورد با آن ها آشنا می شود.
4)دشمن توان آنالیز همه پیشنهادات و طراحی و تمرین روش های مقابله با آن را حداقل در کوتاه مدت ندارد پس می توان پیشنهادات را در زمان کوتاهی قبل از روزهای راهپیمایی انتشار داد تا این وجه از موضوع تقویت شود.
5)بیان برخی از مطالب مثل خصوصیات معمول نیروهای دشمن و ابزارهای آنها اصولا هیچ منافاتی با حفاظت اطلاعات ندارد و بلکه به شناخت بهتر ما ازآنها و طراحی روش های بهتر و موثرتر مبارزه می انجامد.
6)حال که پس از 13 آبان که دشمن بار دیگر در حد قبل از روز قدس دست به خشونت و سرکوب شدید زده است، ما مجبور به برخورد فیزیکی مشابه در حد محدود با ان ها هستیم. چه بهتر که با تمرین و آگاهی بیشتر این کار را انجام بدهیم. حتی می توانیم فنون دفاع شخصی را در قالب هنر های رزمی بیاموزیم.
برخی توصیه ها که به ذهن من می رسد:

روز 13 آبان نیروهای سرکوبگر در اعمال خشونت یکسان نبودند. می شد خشونت بیشتر را در رفتار موتورسوارهای سیاهپوش و لباس شخصی ها دید. نوعی از جنگ روانی هم برای ایجاد ترس و متفرق کردن با هزینه کم هم در جریان بود. به این صورت که برخی از نیروها مردم را از خشونت و برخورد شدیدتر به به اصطلاح نفهم تر بودن برخی دیگر می ترساندند!

مورد دیگر نحوه فرار کردن بود. به این معنا که در پیاده رو ها و خیابان هایی که حالت بلوار دارند، فرار مستقیم رو به جلو به خصوص وقتی موتور سوارها به دنبال ما هستند، خطر بیشتری دارد. باید سعی کرد که از مسیر حرکت آنها به نوعی کنار رفت.مثلا به طرف دیگر خیابان بروید.

نیز در مورد گیر افتادن در کوچه های بن بست! باید شناخت حداقلی از وضعیت محل های دررو و کوچه و تقاطع های محل داشته باشیم. این آگاهی را می توان با بررسی نقشه منطقه یا مسیر قبل از بیرون رفتن از خانه، دقت و مشاهده تابلوهای راهنمایی و رانندگی قبل از شروع درگیری، پرسیدن از دیگر افرادو... کسب کرد(حیاتی است). در این مورد اکتفا کردن به جهت فرار دیگران و فرار به دنبال آن ها اصلا به صلاح نیست!
در موقع راهپیمایی و قبل از شروع درگیری احتمالی غیر از شعار دادن و جو گیر شدن، گوشه چشمی هم به مکان ها، تعداد و نوع نیروهای دشمن مستقر در مسیر داشته باشید. هرچند به تنهایی قابل تکیه نیست و نیرها می توانند جابجا شوند.

پوشیدن لباس و کفش مناسب برای فرار الزامی است. لباس گشاد، همراه داشتن کیف، کفش غیر ورزشی و سایر چیزهای دست و پاگیر قدرت مانور شما را کم می کن.خانم ها بایستی در این مورد بیشتر دقت کنند!
زمانبندی و حضور به موقع، دقیقا در زمان اعلام شده در خیابان، نه زودتر و نه دیرتر برای غافلگیری و ایجاد تجمع به صورت ناگهانی موثر به نظر میرسد. توصیه من به خصوص به مردم سبز شیراز است که معمولا برای رفتن به تجمع و حتی مهمانی هم تاخیری عمل می کنند!

گفتن مسایل و توصیه های تکراری به معنای تاکید بر اهمیت آن هابرای آن هایی است که می دانند و البته آگاهی آنانی که نمی دانند.پس تکرار با حفظ نوآوری هیچ اشکالی نداردکه هیچ، خیلی هم بجاست.

آقایان بایستی حمایت بیشتری از خانم ها داشته باشند.این موضوع تاکتیک نیست بلکه به غیرت آدم برمی گردد!
در ضمن اگر امکان دارد روش فرستادن کامنت را اصلاح کنید، اینجوری سخته! کامنتات کم می شه. از ما گفتن بود!

در پایان باز هم از شما برای پیش کشیدن این موضوع بسیار بسیار سپاسگذارم.حتما به نوشتن در این مورد با جدیت ادامه بدهید.

Wednesday, November 4, 2009

دست به دست هم دهیم به مهر ، 16آذر خویش کنیم پربارتر

بعد از هر تظاهرات پرداختن به 2 کار ضرورت پیدا میکنه:
1-برنامه ریزی برای تظاهرات بعدی
2-تجزیه و تحلیل تظاهرات انجام شده
اینکه از الان به فکر تضاهرات16 آذر باشیم بسیار هم پسندیده میباشد و جزو اهداف جنبش شبز اما مهمترین قسمت گزینه دوم یعنی تجزیه و تحلیل تظاهرات انجام شده هست که باید حتما بهش پرداخته بشه
باید معلوم بشه ایا تونستیم به همه هدفهای از پیش تعیین شده برسیم؟اگر نه علل نرسیدن به هدفها بررسی و تجزیه تحلیل بشه و دفعه بعد با رفع مشکلی که ما رو در رسیدن به هدف قبلی ناکام گذاشته اهداف خودمونو گسترش بدیم
یکی از اهدافی که قرار بود بدان دست یابیم تشکیل هسته های مرکزی بود که محقق نشد و عاملش هم فشار بیش از اندازه گارد و نیروهای بسیج و نیروی انتظامی بود برای غلبه بر این مشکل برای تضاهرات بعدی چه تدبیری در نظر دارید؟در بخش نظرات میتونید این مسئله رو به بحث بگذاریم

Tuesday, November 3, 2009

ترفند های ا ن دیکتاتور ایران همچون خس و خاشاک بر روی اب است !

سلام
امروز حتی احمدی نژاد هم سعی داشت کانون توجهات رو از 13 ابان منحرف کنه و با حضور دیکتاتورانه خودش در مجلس فرمایشی تیتر اخبار را به سمت خودش بر گردونه و مردم رو از اخبار داغ 13 ابان محروم کنه ولی کور خونده!همه مردم دیگه فهیم تر از 30 سال پیش هستند و تمامی ریز حرکات کودتاپیان رو زیر نظر دارن و با اقدام به موقع اثرشو خنثی میکنند فردا روز دیگریست روزیست که مردم فهیم ایران خشم و نفرت خودشونو با تظاهرات و حضور در خیابانها بر سر کودتاچیان خواهند ریخت و فریاد بر خواهند اورد که نژاد اریایی ایران شاید برای چند صباحی زیر یوغ استبداد و ظلم بمانند ولی این استیلا همیشگی نیست و انکه رفتنی است ظالم است و مستبد

Thursday, October 29, 2009

اقا جان !مجرم اصلی تویی تو!!

باز دیروز اقا برای جلوگیری از خیزش مردم در روز13 ابان و تجمع میلیونی دیگر فتوا صادر کرد و و زیر سوال بردن اصل انتخابات رو جرم دونست ؟ اقا چان این انتخابات همینجوری هم زیر سوال رفت اونم اولین روز بعد انتخابات و توسط معظم الله(با این الفاظ صدات کردم که حال کنی و نئشه بشی و درد صداهای مخالف رو که از هرطرف زبانه میکشه رو کمتر احساس کنی
میگم راستی اولین روز چطور صحت انتخابات رو مطمئن شدی !ببخشید نمیدونستم بهتون وحی میشه اخه شما خودتو نو نماینده مستقیم خدا میدونی!ولی تا یادم هست محمد خاتم پیامبرانه و بعد اون خدا.ند به هیچ احد الناسی وحی نخواهد کرد وچس بازم میپرسم از کجا به موضوع پی بردی؟نکنه از نواب امام زمانی! اما تا یادمه تو کتب دینی هم هست که بعد غیبت کبری توسط امام زمان دیگه با هیچ کس ارتباطی نداره
هر چقدر که فکر میکنم میبینم مجرم اصلی تویی که قبل از تایید انتخابات توسط مراجع قانونی تاییدت فصل الخطاب شد و بقیه هم باهاش مثل حکم حکومتی برحورد کردند و علی رغم اذعان به وجود 2-3 میلیون تقلب باز صحت انتخابات رو تایید کردند پس منتظر بمان که در دادگاه عدل الهی با حضور میلیونی مردم معترض محاکمه شوی و بر مجرم بودنت اذعان کنی
باش تا ان روز فرارسد

Sunday, October 25, 2009

استبداد مثل سگ می ماند. اگر فرار کنی دنبالت می کنه و اگر دنبالش کنی فرار می کنه

از زبان ایت الله صانعی نقل است که :

" استبداد مثل سگ می ماند. اگر فرار کنی دنبالت می کنه و اگر دنبالش کنی فرار می کنه. سیزده آبان روزیست که باید مستبد را دنبال کنیم
!"گذشته از اینکه آیا براستی توسط ایشان گفته شده یا نه تعبیر بسیار خوشفکرانه ایست که در انرژی دهی به اعضای جنبش سبز برای شرکت کوبنده در تضاهرات اعتراض امیز روز 13 ابان اثر به سزایی خواهد داشت

پارسی را پاس بداریم ! پیشنهاد به بالاترینیها

سلام
تاثیر جو حاکم بر بالاترین بر زندگی روزمره کاربران بر هیچ کس پوشیده نیست. پیشنهادی بود که خواستم در جمع دوستان بالاترین مطرح کنم
با توجه به اینکه ما ایرانیها هر انچه میکشیم از دست اعراب میباشد اگر دوستان بتوانند دست کم در عنوان لینکهای خود از واژه های عربی استفاده نکنند وبه جای واژه های عربی از واژه های ناب ایرانی استفاده کنند میتوانیم به نوعی در پاسخ به حرکت اعراب در استفاده از واژه خلیج ع رب ی به جای خلیج پارسی ، حرکت نمادینی داشته باشیم و از این طریق بتوانیم در گفتگوهای روزمره خود نیز از واژه های عربی کمتر استفاده کنیم
براستی در این لینک و متن اون تا چه اندازه از لفت فارسی استفاده شد!؟

Tuesday, October 20, 2009

ایرا ن متعلق به تمامی مردم و گروههای ایرانیست

داشتم به گذشته ها فکر میکردم به روزی که برای حضور در تظاهرات سال 57 به تشویق معلمان میریختیم خیابونا و شعارهایی رو که برامون میگفتند تکرار میکردیم چه زود گذشت اون ایام یادمه سال اول انقلابیون برای فقرا خانه سازی میکردندیکی اجر میخرید یکی بنایی بلد بود و بنایی میکرد یکی کارگری میکرد یکی سیمان میخرید و بنوعی هر کس در کاری سهیم میشد و بدینسان چند خونه در مدت کم ساخته شد اما این کار زیاد دووم نیاورد چون قلع و قمع گروههای فعال انقلابی شروع شد و همش هم به خاطر تمامت خواهی گروه حاکم بود که اتش نفرت برخی گروهها را شعله ور کرد مگر غیر از این بود که انقلاب با مشارکت همه گروهها به پیروزی رسیده بود !؟ دیروز که خبر حمله انتحاری گروه ریگی در بلوچستان رو شنیدم بیشتر سیاستهای غلط حاکمیت رو مسسبب این حمله دونستم مگر میشود کشوری را که متعلق به تمامی مردم ایران است در انحصار گروه خاصی در اورد و به بقیه بها نداد ایران متعلق به تمامی مردم و گروههای ایرانیست و هیچ شخص و گروهی حق ندارد این حق را از مردم ایران دریغ کند
جبهه سبز فرصتیست تا دوباره تمامی گروها و قاطبه مردم دور هم جمع شده و به اصلاح امور پیرامون خود بپردازد میرود که پس از پیروزی جبهه متحد سبز همه مردم و گروهها در سازندی کشور خود استینها را بالا زده واز وجود تمامی گروهها و قبایل در اداره میهنمان بهره گرفته و در بالندگی کشورمان ایران بکوشیم
به امید انروز

Sunday, October 18, 2009

اخرین عکس یادگاری از سردار شوشتری با سربازان ناتو!


این یکی از آخرین عکس های سردار نورعلی شوشتری است که در انفجار دیروز در بلوچستان کشته شد. اهمیت این عکس، در حضور سربازان امریکائی و ناتو در پشت سر و در کنار اوست. ظاهرا این عکس درداخل خاک افغانستان باید گرفته شده باشد.
این یکی از آخرین عکس های سردار نورعلی شوشتری است که در انفجار دیروز در بلوچستان کشته شد. اهمیت این عکس، در حضور سربازان امریکائی و ناتو در پشت سر و در کنار اوست. ظاهرا این عکس درداخل خاک افغانستان باید گرفته شده باشد.

Friday, October 16, 2009

رجز خوانی احمد جنتی در گود بدون حضور حتی تماشاگر!

امروز جمعه بود و بالطبع نوبت یکی از حضرات تا بیاید و دوباره مردم رو یا از جهنم ویا از عوامل حکومت بترسونه !نمیدونم نماز جمعه کی میخواد دست از جناحی بودن و نه سیاسی بودن بکشه هنوز هم که هنوزه بعد 30 سال نماز جمعه همچنان جناحیست و در اختیار گروهی خاص. نمیدونم باید با چه زبونی به حضرات حالی کنیم که نماز جمعه باید مظهر وحدت و انسجام کل ملت ایران باشه . نه گروه خاص ازش بهره برداری کنند
امروز احمد جنتی تو نماز جمعه شمشیر کشیده بود و بر علیه مردم معترض به سیاستهای داماد ایشون شاخ و شونه میکشید!اخه بدبخت پات لب گوره .به خودت بیا و از منفعت طلبی و چسبیدن به ظواهر دنیوی دست بکش و توبه کن که خداوند توبه کنندگان را
دوست دارد
از دولتی همین مردمی که براشون خط و نشون میکشی30 ساله در کسوت یکی از مقامات عالی رتبه زندگی مرفهی داری و اصلا هم به قول علی ع سنگ به شکم نبستی که درد ضعفا و گرسنگان را بچشی خداوند ازت نگذره که در حق ولی نعمتان خوداجحاف میکنی

Thursday, October 15, 2009

یادمان اسرای جنبش سبز، مصطفی تاجزاده و سعید لیلاز

در حمایت از فراخوان موج آزادی برای نام گذاری این هفته به یاد مصطفی تاجزاده و سعید لیلاز، سایت امروز از تمامی علاقمندان
درخواست دارد مطالب خود را درباره این عزیزان به آدرس پست الکترونیکی این سایت ارسال نمایند

Monday, October 12, 2009

دولت کودتا چگونه اشتغال ایجاد میکند؟

چندیست به لحاظ مالی دچار مشکل شده ام و در بدر دنبال کار پاره وقت برای اینکه کسری ماهانه رو جبران کنم
تو بخشی که کار میکنم پیگیر اضافه کاری شدم گفتن کمه ولی میشه چند ساعتی جور کرد اما به قیمت شرکتی!گفتم شرکتی دیگه چیه؟گفتن جدیدا اضافه کارها رو شرکتی به مناقصه برداشته و با قیمت کمتر از ساعتی 1800 تومان بین افراد خارج از سازمان واگذار نموده است اگر شما هم مایلید چون رسمی هستید برای شما ساعتی 3000تومان حساب میشود حال انکه سنوات قبل ساعتی 5000تا 7500 به حساب می امد
با وجودیکه شدیدا نیاز مالی داشتم در اعتراض به وضع پیش امده قبول نکردم و علتش رو هم اعتراض به روند موجود اعلام کردم
جدا ادم شاخ در میاره !
اینا چی فکر کردن!داشتم حساب کتاب میکردم که اگه شخصی بخواد روزانه 6 ساعت اضافه کاری برداری و 6 روز هفته رو هم فول تایم بره سره کار سر ماه میشه 144 ساعت یعنی مبلغ 259 هزار تومان اونم باید 10 درصدشو به صاحب شرکت بپردازه! با چشای خودم دیدم با مدرک فوق لیسانس هم اومده بودن و مشغول به کار شده بودند(شاید به امید عقد قرار داد در اینده و شاید هم از فرط بی کاری)
وای بحال نسل جدید با این وضع جامعه!

دستخط آیت الهی که "ولدان" او را فریب داده و امضایش را علیه آیت الله دستغیب گرفته بود.


همین و بس!

پ ن: محمدباقر ولدان- طلبه جوانی که معلوم نیست بموجب چه معیار و سابقه ای مسئول سیاست گذاری شیراز و فارس در شورای ائمه جمعه شده است. شاید به این دلیل که هم دوره مجتبی خامنه‌ای در کلاس‌های درست مصباح یزدی بوده است! نسلی ازاین دست طلبه ها و روحانیون را بی سر و صدا دارند در ارگان های مختلف حکومتی جاسازی می‌کنند تا پس از فوت علی خامنه ای بیت او بتواند انتقال قدرت به مجتبی خامنه‌ای را همزمان با سرکوب و یاری گرفتن از همین گروه روحانیون پشت سر بگذارند. امثال آیت الله دستغیب را بعنوان سد راه این انتقال قدرت می خواهند از صحنه حذف کنند و محمدباقر ولدان پل چنین انتقالی شده است.

Thursday, August 20, 2009

شروع ماه مبارک رمضان با ایات عظام منتظری و صانعی( نافرمانی مدنی)

سلامدر پی اعلام جائریت خامنه ای از طرف ایت الله منتظری ؛ ماه رمضان امسال را با تایید حلول ماه از طریقایات عظام منتظری و صانعی شروع خواهیم کرد بدینسان عید فطر ما هم روزی است که از طرف ایشان اعلام شود

Friday, August 14, 2009

عاملین انقلاب مخملی را ببین!؟




سلام


عکسها رو که دیدم یاد حرفای عمال رژیم افتادم که گروه سبز رو عاملین استکبار جهانی نامیدند حالا خود قضاوت کنید؟!


Wednesday, August 12, 2009

!رطب خورده چون منع رطب کند

در پی اخباری که از زندان کهریزک به بیرون درز کرد مبنی بر تجاوز به دختران و پسران و نامه شیخ کروبی و نقل قول داستان زندگی جوانی توسط اقای بابک داد از زبان پدرش که به دست نیروهای سزکوبگر مورد تجاوز قرار گرفته بود مانده ام هاج و واج !؟خدایا چه میشنوم . !؟ این اعمال زیر سایه نظام جمهوری اسلامی و مدعی حکومت عدل علی صورت میگیرد !؟ و یا ایا اینان بدین شکل خود را جزو منتظران مهدی موعود میدانند ؟اگر چنین است من نمیخواهم با اینان چزو منتظران باشم! حتی امام مهدی هم نمیخواهد که اینان بستر را برای حکومت وی اماده کنند . یک عمر در کتب دینی و از زبان روحانیان و احادیث شنیده ایم که قوم لوط به خاطر تفکری همچون تفکر بازجویان رژیم به خشم الهی گرفتار شدند در این بین حتی پسر پیامبر هم نتوانست از خشم الهی در امان باشد حال چگونه میتوان خود را نماینده خدا دانست و استفاده از لواط را برای سرکوب و به نام دین به ماموران تجویز کرد!؟
ایا چندین مورد احکام سنگسار برای فاعلان لواط توسط قضات همین رژیم صورت نگرفت؟ از این پس چگونه رطب خورده منع رطب کند؟؟! آیا برای حفط به ظاهر دین(در باطن خکومت) کلیه احکام الهی تعطیل و برای رعب و وحشت مخالفان جایز است؟اگر چنین است که احکام الهی بازیجه ای باشد در دست عمال حکومت !بدا به حال ما که حکومت جابری (طالوت) بر ما حاکم است . ما موج سبزها در اجرای احکام الهی عاملان لواط را به سنگسار محکوم میکنیم و در صورت کوتاهی دستگاه قضایی بر هر فرد مسلمان واجب است نسبت به شناسایی و سنگسار عاملان اقدام نماید

Saturday, August 1, 2009

آیا براستی ابطحی کم آورده است؟

ابطحی: تقلب اسم رمز آشوب بود
خبرگزاری فارس: عضو مجمع روحانيون مبارز گفت: تقلب اسم رمز آشوب شده بود که در آن لشکرسازی و تمرين پهن شدن مردم در خيابان‌ها هم موجود بود.
به گزارش خبرنگار سياسی خبرگزاری فارس محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانيون مبارز که اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگی به جرائم متهمان سياسی حوادث بعد از انتخابات که صبح امروز شنبه برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به کيفر خواستی که از سوی معاون دادستان تهران در ابتدای جلسه بيان شد، گفت: همه صحبت‌هايی که معاون دادستان مطرح کرد، بنده قبول داشتم اما مسائلی را بايد مطرح کنم. وی افزود: چند نفر از دوستان مسائلی را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح کردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود ۴۰ ميليون نفر مسئله‌ای نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح کرد: بنده شخصا از معدود کسانی بودم که در موضوع انتخابات با حضور موسوی موافق نبودم. سال ۸۴ که وی برای حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت کردم چرا که اين مقطعی که وی در سيستم حکومتی حضور نداشت، می‌توانست توهماتی برای موسوی ايجاد کند که اين توهمات به کشور آسيب می‌زد. ابطحی ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتی بود و شايد انتخاباتی بود که دو تا سه سال برای آن کار شده بود و تصور می‌کنم که اصلاح‌طلبان پس از شکست در سه انتخابات برای به نوعی محدود کردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حرکت کردند. وی خاطرنشان کرد: بنده اعتراف می‌کنم که بخش عمده‌ای از سفرهای خاتمی به عنوان سفرهای تبليغی بود که اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وی کرده و خاتمی را تنها شانس پيروزی در انتخابات ايران مطرح کنند. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاکيد کرد: اصلی‌ترين اتفاقی که در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاری، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايی مطرح کردم که تقلب يک اسم رمز آشوب شده است که در آن لشکرسازی برای تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود. وی افزود:‌ تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابان‌ها در چارچوب تقلب بود که می‌توانست معنا پيدا کند. ابطحی اظهار داشت: آنچه که معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگی يا مخملی عنوان کردند بنده فکر می‌کنم ظرفيت آن در کشور وجود داشت البته نمی‌دانم که نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولی اگر اين ظرفيت در کشور ضعيف‌تری موجود بود، موفق می‌شد و در خصوص رسانه هم بايد گفت که رنگ سبز بيشتر تبديل به يک رسانه شده بود. وی گفت: اينکه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوی خود را به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفی ميکند و البته خاتمی هم در اين بين به وی تبريک می‌گويد نشاندهنده نوعی تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا که در انتخابات سال ۸۴ وقتی فاصله کروبی و احمدی‌نژاد کمتر از نيم ميليون بود، وزارت کشور خاتمی نپذيرفت که کلمه تقلب مطرح شود لذا کروبی تخلف در انتخابات را مطرح می‌کرد و بنده تعجب می‌کنم که در اين انتخابات با وجود اختلاف ۱۱ ميليونی چگونه بحث تقلب پذيرفته می شود. اين در حالی است که همانهايی که ۵۰۰ هزار اختلاف را تقلب نمی‌خواندند،‌امروز ۱۱ ميليون فاصله را تقلب می‌خوانند. ابطحی اضافه کرد: همه ما در مصاحبه‌های مختلفی گفته بوديم که در بدترين شرايط بين يک تا دو ميليون بيشتر امکان تقلب وجود ندارد.فلذا می‌گفتيم که اگر بتوانيم از اين ميزان عبور کنيم کانديدای ما در انتخابات پيروز می‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسياری از موارد صداهايی را که بايد می‌شنيديم، نمی‌شنيديم يا صدای همه را نمی‌شنيديم و در واقع صداهای جامعه متوسط به بالا را می‌شنيديم و در واقع اين توهم،‌توهم بزرگی بود که موسوی پيدا کرده و احساس می‌کرد که تقلب ۱۱ ميليونی امکان پذير است. محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه سخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسيدگی به جرايم پس از انتخابات گفت: زمانی که قرار بود موسوی مدارک مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح کند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتی بحث ارائه مدارک تقلب در انتخابات مطرح شد يکی از دوستان که قبلا وزير کشور هم بود گفت‌ همه اين مدارک اگر جمع شود و درست باشد ۷۰۰ هزار رای بيشتر نمی‌شود. بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته ياد کردم به خاطر همين توهمات بود که در موسوی وجود داشت که وی امکان تقلب ۱۱ ميليونی را امکان پذير می‌دانست. وی افزود: پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با هم قسم شدند که پشت يکديگر را خالی نکنند و بنده نمی‌دانم که اين تنها نگذاشتن و ياری کردن يکديگر پس از ۱۱ ميليون فاصله برای چه بود. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح کرد: شايد خاتمی دليل خود را داشت، موسوی شايد کشور را نمی‌شناخت ولی خاتمی با همه ارادتی که به وی دارم اتفاقا برعکس همه مسائل را می‌دانست، توانايی و اقتدار مقام معظم رهبری را می‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی کرد که اين همراهی خائنانه بود. ابطحی اضافه کرد: هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدی‌نژاد و مقام معظم رهبری را داشت؛ اين‌ها همه مسائلی بود که در ذهن موسوی به عنوان توهم همراهی شکل گرفته بود. وی با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان کرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه می‌داشت. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح کرد: بنده خودم را نيروی اصلاح‌طلب می‌دانم؛ لذا می‌گويم که خاتمی حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پای موسوی بريزد حتی موسوی هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوری احمدی‌نژاد نبودم ولی زمانی که ۱۱ ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان کسی که طرفدار مردم‌سالاری هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوی فضای رشد مدنی را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت کرده‌ام. ولی اگر به جای پيام به موسوی به احمدی‌نژاد تبريک می‌گفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم. ابطحی با اشاره به حضور خود در برخی راهپيمايی‌های غيرقانونی خيابانی تاکيد کرد: کار بدی کردم که در راه‌پيمايی‌ها شرکت کردم ولی کروبی به بنده گفت که ما با اين رای کم نمی‌توانيم مردم را به خيابان‌ها دعوت کنيم. ولی خود برويم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهيم. وی اظهار داشت: موسوی به کروبی پيغام داده بود که من چيزی برای از دست دادن ندارم، موسوی اگرچه چيزی برای از دست دادن نداشت ولی با توجه به رای ۱۳ ميليونی با اين پيگيری آشوب‌ها خيلی‌ چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور ۴۰ ميليونی را از دست داده و آنرا خدشه‌دار کرديم ما می‌توانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم. عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوی در بسياری از موارد می‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالی است که اين آشوب‌ها دلبستگی‌های مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع کرد، موسوی می‌گفت که من طرفدار خط امام هستم و هميشه روی نظام و امام تاکيد می‌کرد، بنده می‌گويم که هيچکس نمی‌تواند روی امام و نظام تاکيد کند ولی در عين حال کوچکترين عملی انجام دهد که نظام را هم به خطر بيندازد. چرا که امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است. ابطحی اضافه کرد: اگر مقام معظم رهبری نبودند و يا اگر ايشان يک قدم به عقب می‌نشستند امروز هلال ناامنی ايران، افغانستان و پاکستان شکل می‌گرفت و درصورتی که اين هلال تشکيل می‌شد ديگر هيچ جا و آثاری از انقلاب نمی‌ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشی مقام معظم رهبری و سربازان با نام و بی نام ايران که اين کشور را از اين مسئله نجات دادند تشکر کند. وی با بيان اينکه معمولا ما نيمی از شجاعت را تعريف کرده‌ايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتری هم وجود دارد که بنده از آن استفاده می‌کنم لذا اگر انسانی احساس کند که به ديدگاهی رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانه‌تر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حکومت و نظام. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاکيد کرد: به همه دوستان می‌گويم و همه دوستانی که صدای ما را می‌شنوند بدانند که موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايی که کشور دچار آسيب و سختی بشود.

Saturday, July 25, 2009

لزوم هوشیاری در برابر حرکتهای عوامل کودتا

سلام
: در یکی از خبرها که در لینک بدان اشاره شده است امده است
در بين تجمع‌كنندگان دو فرد ناشناس با جليقه‌هاي متعلق به شبكه پرس تي‌وي اقدام به فيلم برداري مي‌كردند. يكي از آنان هنگام هجوم نيروهاي لباس شخصي به مردم، به كمك نيروهاي امنيتي شتافت و شروع به ضرب و شتم مردم كرد.
در جای دیگر
حضور عده‌اي از رانندگان تاكسي وابسته به نيروهاي امنيتي بود. در ابتداي خيابان ملاصدرا با هجوم نيروهاي امنيتي به تجمع‌كنندگان، عده‌اي از زنان و مردان كه توان فرار نداشتند، مجبور شدند سوار تاكسي‌هاي حاضر در محل شوند كه يكي از رانندگان بلافاصله درب‌هاي خودرو خود را قفل كرد و دنده عقب به سمت نيروهاي امنيتي حركت كرد. راننده ضمن حركت به سوي ماموران به مسافران فحاشي كرده و گفته بود كه منافقان را تحويل قانون خواهد داد.
مسافران داخل خودرو با داد و فرياد، مردم را از موضوع مطلع كردند و طلب كمك كردند و توانستند خودرو را متوقف و از آن به بيرون فرار كنند. مردم بلافاصله بعد از اطلاع از نقشه راننده، به خودرو او هجوم بردند و قصد داشتند راننده را از خودرو به بيرون بكشند كه راننده در فرصتي مناسب و با سرعت از بين مردم گريخت.
و یا در جای دیگر
اما حضور و آرايش نيروهاي لباس شخصي با روزهاي گذشته تفاوت آشكاري كرده بود و با توجه به منطقه تجمع كه در ميدان ونك بود و نياز به تغيير چهره و ظاهر، بسياري از نيروهاي بسيجي با ظاهري كاملا آراسته در جمع مردم نفوذ كرده و آنان را شناسايي مي‌كردند.
همه اینها ضمن ترس و وحشت سرکردگان رژیم کودتا حکایت از تلاش برای سرکوب تمام عیار جنبش سبز دارد
چیزی که گفتن آن ضرورت دارد لزوم هوشیاری نیروها و دقت عمل در برخورد با هر حرکت مشکوک میباشد
به هوش بودن و سرعت عمل و جلوگیری از دستگیر شدن نیروها میتواند باعث یاس و نا امیدی و سرخوردگی عوامل کودتا را
فراهم اورد
به امید نابودی دولت کودتا

Monday, July 13, 2009

تشکیل کمیته حقیقت یاب

سلام
از زمان آغاز کودتا تا کنون دروغ گویی و فریب شروع شده است و به انحائ مختلف سعی در کتمان حقیقت از طرف کودتاچیان میشوداز قدیم گفتند شتر سواری که دولا دولا نمیشه!
بگذریم غرض از این نوشته ایده ای بود که به ذهنم متبادر شد و خواستم با دوستان در میان بگذارم :
اگر دقت کنید امارهای غیر رسمی حکایت از شهادت 100ها تن در شنبه خونین و روزهای بعد حکایت میکند .شاهد مدعا تحویل جنازه سعید اعرابی به خانواده اش روز قبل بود با وجودیکه همان روز اول طبق گفته خودشان با گلوله مستقیم به شهادت رسیده است اما چرا کودتاچیان سعی در مخفی کردن جنازه ایشان نموده است همه چیز بر این مهم اشاره میکند که سعی در مخفی سازی عمق ماجرا میشود
حال چه میتوان کرد تا عمق ماجرا را به جهانیان نشان داد
میتوان کمیته حقیقت یاب اینترنتی تشکیل داد بدین سان که چند نفر از دوستان با سابقه نتی و خوشنام ضمن تشکیل یک کمیته وسایت به هدایت و دسته بندی اطلاعاتی که کاربران ارسال میکنند و جمع بندی و ارسال نتایج برای اطلاع عموم نمود
برای جمع اوری اطلاعات نیز از سایتهای پر بازدید مثل بالاترین و دنباله . .. میتوان کمک گرفت تا ضمن جمع اوری اخبار درست بر صحت اخبار و اطلاعات واصله اشراف یافت منتظر نظرات دوستان هستم

Sunday, July 5, 2009

قلک های گدایی جمهوری اسلامی

سلام
یکی از ترفندهای نظام حاکم بر ایران برای بیرون کشیدن پول مردم فقیر و زحمت کش استفاده از کمیته امداد است که گاها شنیده میشود در دست افرادی قرار میگیرد که در سرکوب مردم دست داشته اند
این کمیته به دستور امام خمینی و با هدف والایی برای کمک به محرومین تشکیل شد
ولی اکنون که نظام به مقابله با مردم پرداخته است و بر روی انان اتش میگشاید بهتر است در هر محله کمیته ای تشکیل و در این کمیته کمکهای خیرین به مصارف خانواده های مستحب و نیازمند برسد
شنیده ها حاکیست کمیته امداد برای کمک به مردم فلسطین سیب زمینیهای غزه را خریده و بین مردم پخش نموده است حال انکه از جای چای کشور اسلامی گزارش شده است که سیب زمینی کشاورزان زحمتکش میهنمان با صرف هزینه های سردخانه و حمل و نقل کلیه سیبزمینی های خود را در زمینهای اطراف شهر خود ریخته و متحمل ضرر و زیانهای فراوانی شده اند
برای مقابله با این اقدام رژیم و کمک به کشاورزان زحمتکش میهنمان واریز هر گونه وجهی را چه از طریق صندوق و چه بصورت واریز به حسابهای کمیته امداد متوقف نموده و از طریق شناسایی خانواده های نیازمند در جهت کمک به آنان قدمهای مثبتی برداریم