Thursday, December 31, 2009
رژیم کودتایی به ظاهر اسلامی را رسوای عالم خواهیم کرد!؟
راه کارهای پیر فرزانه (موسوی) برای نجات رژیم
بازسازی رژیم میباشد جهت اطلاع عموم از راه حلهای ارائه شده عینا متن ارائه شده درج میگردد:
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم:
1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
Monday, December 28, 2009
تکرار همه راه هائی که شاه نیز در سال 57 رفت!
تمام این طرح ها را شاه هم تجربه کرد و سرانجام از نفس افتاد. عده ای کم اطلاع مدعی می شوند که این آقایان می خواهند اشتباه شاه را نکرده و مردم را سرکوب کنند. یعنی راهی را که شاه رفت نروند. این استدلال اگر تشویق به دستگیری و کشتار نباشد، از سر بی اطلاعی است.
شاه، همه راه ها را رفت. نه تنها با کودتای 28 مرداد و سالهای پس از آن، نه تنها در 15 خرداد، بلکه در سال 56 و 57 نیز این راهها را رفت، اما در سال انقلاب بدلیل وسعت جنبش انقلابی، گستردگی آگاهی مردم از ماهیت حکومت و خرد اجتماعی که در سراسر ایران مردم به آن دست یافته بودند، آن راه حل های 28 مرداد و 15 خرداد دیگر جواب نداد. مسئله اینجاست.
ژنرال های تند رو شاه هم سرانجام او را که اساسا فردی ترسو و درعین حال اسیر کش بود، قانع کردند و اجازه کشتار از او گرفتند و در میدان ژاله مردمی را که بصورت تحصن روی زمین نشسته بودند به رگبار مسلسل بستند. از کشته، پشته در این میدان باقی ماند. کسانی که این صحنه را از نزدیک دیده اند، هنوز در قید حیات اند. اجساد را با کامیون های خاک بر، مثل زباله جمع کردند و ماشین های آب پاش در عرض چند ساعت زمین را از خون شستند.
اگر آن کشتار، گرهی از رژیم شاه باز کرد، کشتاری مشابه در این روزها می تواند گره جمهوری اسلامی را باز کند. بنابراین، شاه نیز همه راهها را رفت، درحالیکه مردم تنها به یک راه رفتند: سرنگونی استبداد سلطنتی و شخص شاه!
رژیم شاه نیز برای گریز از بحران یک شبه یورش آورد و دهها چهره سیاسی و هنری و ادبی کشور را دستگیر و به زندان منتقل کرد و نزدیک به دو تا سه ماه نیز آنها را در زندان نگهداشت. جنبش مردم بی اعتناء به این دستگیری ها به سوی هدف ادامه یافت. در کاروانسراسنگی – فاصله تهران و کرج- به مردمی که از مراسم بزرگداشت مصدق می آمدند یورش برد و سیاسیون وقت را زیر باتوم و چماق گرفت. از جمله مرحوم داریوش فروهر که تا پایان عمر از درد گردن ناشی از آن یورش می نالید!
نگوئید شاه همه راه ها را نرفت و به همین دلیل سقوط کرد. سرود دلخراش یاد حکومت ندهید. شاه هم همه راه ها را رفت و اتفاقا با عبور از همه راه ها و امتحان کردن همه آنها بود که "مرگ بر شاه" را به شعار انقلاب 57 تبدیل کرد. همه این راه ها را رفت، به جز آن راهی که از همان نخستین جرقه های جنبش انقلابی- اگر زیرک بود و یا مشاوران زیرکی داشت – با تسلیم شدن بموقع به خواست مردم باید می رفت که نرفت و اساسا دیگر در ظرفیت آن نظام چنین عقب نشینی نبود!
شاه هم در تمام طول سال 1356 بیشتر و در سال 1357 کمتر، همین استدلال هائی را می کرد که مقامات اطلاعاتی و امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی اکنون می کنند. معترضان را عده ای اغتشاشگر خطاب کرد که از آنطرف مرزها (اشاره به اتحاد شوروی وقت) کسانی آمده و آنها را فریب داده اند. بعدها انگلستان و رادیو بی بی سی را هم شریک توطئه ای کرد که ابتدا می گفت زیر سر روسیه است!
او نیز در سال 56 و سپس سال 57 خرابکاران، مارکسیست های اسلامی و توده نفتی ها را عامل تحریک مردم برای اغتشاش معرفی می کرد.
نگوئید شاه همه راه ها را نرفت. رفت! و اکنون کودتاچی های حاکم پا جای پای او می گذارند و با چه دقتی سعی می کنند یک قدم خلاف آن مسیر بر ندارند!
به اظهارات مضحک روز گذشته وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی توجه کنید. آنجا که می گوید اغتشاشگران عاشورا اسلحه داشتند. مجاهدین خلق را در میان اغتشاشگران دستگیر کرده ایم و...
او که بر حسب تمام شرایط بی سوادترین و عامی ترین وزیر اطلاعاتی است که در 30 سال گذشته جمهوری اسلامی داشته، حتی برای دقیقه ای نمی تواند خود را به جای مردم تصور کرده و از خویش بپرسد: حاجی! اگر مجاهدین خلق اغتشاش کرده اند، چرا اطرافیان خاتمی و دکتر یزدی را دستگیر کرده ای؟
این همه فیلم از تظاهرات و وقایع عاشورا روی یوتیوب است و مردم هم دیده اند. حتی در یک مورد مردم سلاح نداشته اند. حتی آنجا که باتوم و چماق نیروهای سرکوبگر را از آنها گرفته اند، آن را روی دست بلند کرده و به دیگران نشان داده اند. هرجا که یک فرد نیروی انتظامی به چنگ مردم افتاده، دهها مدافع پیدا شده که مانع کتک زدن آنها توسط مردم خشمگین شده و آنها را به گوشه ای امن برده اند. این سنت و شرف و لوطی منشی ایرانی است که ضعیف و اسیر را نمی زند. کاری که فرماندهان سپاه می کنند و زیردست های خودشان را مجبور به زدن مردم بی دفاع و به گلوله بستن آنها کرده اند. یگانه وسیله دفاعی و حتی تهاجمی مردم سنگ فرش های شکسته پیاده روها بوده است. گربه را هم که در یک اتاق بیاندازید و با چوب به جانش بیفتید از سر ناچاری به شما حمله می کند و چنگ به صورت شما می اندازد. به لباس های عجیب، ساق بندها، مچ بندها چرمی، چوبدست های مخصوص، باتوم های الکتریکی، چکمه ها چرمی، جاسازی های روی پاچه شلوار نیروهای انتظامی و نظامی نگاهی بیاندازید. آنها را به شکل انسان های فضائی در آورده و برای زدن و کشتن مردم به خیابان فرستاده اید. به مردمی را که می خواستند از میدان امام حسین تا میدان آزادی بروند و هیچ سلاحی – چه سرد و چه گرم- همراه نداشتند حمله کرده اند، این مردم چه می توانستند بکنند جز آنچه کردند: سنگ پرانی برای دفاع از خویش و مقابله با نیروئی که همه وسیله ای را برای سرکوب دراختیار داشت.
کدام مجاهد خلق؟ کدام اسلحه؟
دیوانه شده اید و حرف های جنون آمیز می زنید. و این یعنی از هم گسیختگی و پاره شدن شیرازه های حکومت. ده هزار نفر را هم دستگیر کنند، درد بی خردی و جنون درمان نمی شود. آینده نشان خواهد داد.
نقل از پیک نت
Sunday, December 27, 2009
رادان:نیروی انتظامی نقشی در کشته شدن 4 نفر نداشته است!؟
مکان:صدا و سیمای رژیم
زمان:ساعت 9.30
مصاحبه گر:
جناب رادان قضیه کشته شدن 4 نفر در روز عاشورا چیه؟
رادان:
خدمت بینندگان عرض کنم حوالی پل بودیم که یهو دیدیم جوونی از شوق دیدن نیروهای انتظامی خودشو از بالای پل به پایین پرت کرد و متاسفانه در دم جان سپرد
از طرفی راننده وانت هم حین فرار از دست نیروهای اغتشاشگر بر اثر دستپاچگی نتونست ماشینو کنترل کنه و باعث زیر گرفته شدن 2 نفر و مرگ آن دو نفر شد
از طرف دیگه ما که دست نیروهامون تفنگ نداده بودیم یعنی داده بودیم ولی تمام فشنگهاش همه مشقی بودند و خب خودتون میدونید که تیر مشقی باعث مرگ نمیشه اما نمیدونم تیری که به چهارمین نفر اثابت کرد از تفنگ چه کسی شلیک شد در هر صورت ما نبودیم و نمیخوایم هم بدونیم که کی بود بنا بر این امروز در جریان تظاهرات خونی از دماغ کسی بر زمین ریخته نشده است
والسلام
بزرگترین اشتباهی که رژیم کودتا مرتکب شد
حرمت ایام محرم را نگه داشت و این نشان از اعتقاد وی به این ایام بود
دوم از ترس فراگیر شدن دامنه اعتراضات و مشاوره همراهان برای کاستن از شدت اعتراضات باعث شد که جمعیت میلیونی بتوانند بدون دغدغه در مراسم عزاداری حسینی شرکت کنند البته نمیبایست این نکته را از نظر دور داشت که شاه رقیق القلتب تر از ان بود که شاهد به خاک و خون کشیده شدن مردمش در ایام محرم باشد
اما گویی خامنه ای و ایادی سرسپرده اش روی یزید و سپاهیانش رو نیز سفید کردند و الحق میتوان یزید زمان لقبش داد چرا که در رسیدن به هدفش از کشتار مردم حتی در ایم تاسوعا و عاشورا نیز ابایی ندارد البته از دیکتاتور بیش از این انتظاری هم نمیتوان داشت
به امید سرنگونی دیکتاتور و ایادی سر سپرده اش
Saturday, December 12, 2009
در حاشیه خبر 20.30 در مورد پاره کردن عکس امام خمینی توسط جنبش سبز!
در جعلی بودن و هدفمند بودن این خبر میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
-بدنه جنبش به هیچ وجه چنین اقدامی را تایید نکرد و بچه های جنبش لینکی در تایید ان ارسال ننمودند حال انکه در قضیه رژه رفتن روی بنر خامنه ای کلی لینکها راه افتاد و تایید شد
- سوال بنده از صدا و سیما اینست که چرا بخش 20.30 خبر پاره کردن بنر خ-ر را در سیما پخش ننمود حال انکه فیلم پایین کشیدن بنر توسط اعضای جنبش نیز قویا تایید میکرد اقدام این عمل توسط عوامل جنبش سبز را اما یک عکس پاره از خمینی نمیتواند تاییدی بر پاره شدن توسط اعضای جنبش بوده باشد
اگر چنین است میتوان این ادعا را نمود چون طبق بند 27 قانون اساسی ((تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است)) مجاز میباشد و رژیم از تشکیل هر گونه اجتماعت و راهپیمایی جلوگیری میکند پس قانون اساس را قبول ندارد بنا بر این ضد نظام میباشد
به همین سادگی میتوان خود عوامل رژیم را ضد نظام قلمداد کرد
البته سیما نیز خود میداند که خ-ر محبوبیتی نزد مردم ندارد و از طریق خبر پاره کردن بنر قادر به برانگیختن احساسات مردم نیست بنا بر این با استفاده ابزاری از نام و شخصیت امام خمینی سعی در گل آلود کردن آب و در نهایت ماهبیگیری از این اب گل آلود میباشد
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین
Friday, November 27, 2009
تفکر ديکتاتوري چگونه شکل ميگيرد!؟
Monday, November 16, 2009
خوشبختانه تو آنقدر عاقل بودی که رؤیای خود را نگه داری
یک روز که در حال صحبت بودیم او داستانی را برای من نقل کرد. داستان پسری که فرزند یک تعلیم دهنده اسب دوره گرد بوده که از اصطبلی به اصطبل دیگر، از مسابقه ای به مسابقه دیگر و از مزرعه ای به مزرعه دیگر می رفت تا اسب ها را آموزش دهد. بنابراین درس خواندن آن پسر در دبیرستان مرتباً با وقفه مواجه می شد وقتیکه سال آخر دبیرستان بود از او خواسته شد تا در یک صفحه بنویسید تا در آینده می خواهد که و چه کاره باشد.
آن شب او هفت صفحه در توصیف هدف خود یعنی داشتن یک مزرعه پرورش اسب نوشت. او درباره رؤیای خود با تمام جزئیاتش نوشت و حتی یک شکل از یک مزرعه 200 جریبی که در آن محل ساختمانها و اصطبلها و مسیر مسابقه مشخص شده بود کشید. و سپس نقشه یک ساختممان 370 متر مربعی را کشید که در مزرعه 200 جریبی او واقع شده بود.
او تمام آرزوهای خود را در آن پروژه قرار داد و روز بعد آنرا به معلم داد. دو روز بعد نوشته هایش به دست خودش بازگشت در صفحه اول یک F(نمره بسیار پایین) با رنگ قرمز نوشته شده بود. با یک توجه که نوشته بود «بعد از کلاس بیا پیش من». پسر با صفحات حاوی رؤیاهایش به دیدن معلم خود رفت و از او پرسید چرا نمره اش F شده است؟
معلم در پاسخ به او گفت این یک رؤیای غیر واقعی برای پسری در شرایط توست. تو فرزند یک خانواده دوره گرد از خانواده سطح پایینی هستی! و هیچ سرمایه ای نداری برای داشتن یک مزرعه پرورش اسب مقدار زیادی پول لازم است. تو باید یک زمین و اسبهایی با نژاد اصیل بخری و آنها را تکثیر کنی که همه اینها مقدار زیادی پول لازم دارد. برای انجام چنین کاری هیچ راهی وجود ندارد. پس از آن، معلم اضافه کرد: اگر تو دوباره با واقع گرایی بیشتری این مطالب را بنویسی من هم در نمره تو تجدید نظر می کنم.
پسر به خانه رفت و مدت طولانی در این مورد فکر کرد و از پدرش در این باره کمک خواست ولی پدرش به او گفت ببین پسرم تو باید خودت این کار را تمام کنی و از ذهن خودت کمک بگیری. البته من می دانم که این تصمیم بزرگی برای توست.
بالاخره بعد از یک هفته کلنجار رفتن پسر همان صفحات را بدون هیچ تغییری به معلمش برگرداند و به معلمش گفت تو می توانی نمره F را برای من نگه داری و من هم رؤیای خود را برای خودم نگه می دارم.
بله آن پسر مانتی بود. او اکنون یک مزرعه اسب 200 جریبی دارد و در حالی این داستان را تعریف می کرد که در خانه 370 متر مربعی خود نشسته بود. مانتی ادامه داد. من هنوز آن ورق کاغذها را دارم. او اضافه کرد بهترین قسمت داستان اینجاست که دو تابستان پیش همان معلم دبیرستان 30 دانش آموز خود را به مزرعه اسب من برای یک تور یک هفته ای آورد. وقتی که معلم قدیمی داشت آنجا را ترک می کرد گفت من معلم تو بودم من سارق رؤیای تو بودم. در آن سالها من رؤیای بچه های زیادی را دزدیدم اما خوشبختانه تو آنقدر عاقل بودی که رؤیای خود را نگه داری
================================
نتیجه گیری اخلاقی اینکه رویاهای جنبش سبز هر چند در نگاه کودتاچیان دست نیافتنیست ولی برای اعضای جنبش دیر یا زود محقق خواهد شد
Thursday, November 12, 2009
بیایید با تیم سایبر سپاه همگام نشویم!
دیروز همین اتفاق برای من افتاد بنده در وبلاگ مطلبی رو پست کردم وقتی خواستم در بالاترین پست کنم با ایراد دومین مطلب مواجه شد و من هم لینک رو تزئینی کردم در همون دقایل اول چند نفری ریختند و رای منفی و در نهایت بسته شدن حساب کاربری برای یک هفته ؟
جالت اینجاست که برخی از فعالین جنبش سبز نیز همگام با تیم سپاه رای منفی داده بود که طرف صحبت من بیشتر با این دوستان است که دشمن اگر میشکند حرفی نیست او را*بگو دوست چرا میشکند
در نظر داشته باشیم که تیم سایبر سپاه مترصد فرصت هستند که با گرفتن یک تخلف اعضای جنبش سبز را از گردونه فعالیت خارج کنند .بیایید با تیم سایبر سپاه همگام نشویم
Wednesday, November 11, 2009
20.30 کی میخواد از شیپورچی کودتا بودن دست برداره؟
بنی ادم اعضای یک پيکرند*که در آفرینش زیک گوهرند*چو عضوی بدرد آورد روزگار*دگر عضوها را نماند قرار
Tuesday, November 10, 2009
احسان هم رفت
دکتر جان(صفار) چی میخواستی؟چی شد!
Monday, November 9, 2009
خشونت متقابل،اری؟خیر؟
1- به مبارزه طلبیدن جوانان جنبش سبز برای لوث کردن حرکت اخلاقی جنبش سبز و کشاندن مبارزات جنبش سبز به خشونت. بنده بر این عقیده ام که در مقطع کنونی که جنبش نوپا بوده و در حال گذر از مرحله بلوغ میباشد خشونت جز اینکه باعث پراکنده شدن نیروها و ریزش طرفداران میشود ثمر دیگری ندارد و در یک کلام ضررش از منفعت بیشتر است و لازم است جوانان خویشتن داری نموده و در دام کودتاچیان نیافتند البته گاها یکی دومورد اعمال خشونت متقابل برای تفهیم این موضوع که در صورت اعمال خشونت طرف مقابل هم اسیب خواهد دید ضروریست
2-از دور خارج ساختن طیف زنان و دختران از مبارزات و به نصف تقلیل دادن حامیان جنبش سبز اما حقیر بر این عقیده ام که طیف زنان و دختران در این 30 سال جنان مورد بی مهری و ظلم قرار گرفته اند که که با این چنین رفتارها نابخردانه عوامل رژیم از میدان بدر نخواهند شد اما بر ما جوانان در اجتماعات وظیفه است که حامی و پشتیبان زنان و دختران باشیم و از دستگیری و کتک خوردن انها توسط مزدوران رژیم جلوگیری کنیم چرا که در خشونتها مردان را توان و تحمل مقابله با خشونت بیشتر است
3-وادار کردن خانوادها برای ممانعت از پیوستن دختران به جنبش سبز به واسطه خشونتهای اعمال شده در طول تظاهرات و اذیتهای جسمی و روانی و گاه جنسی به دختران به عنوان هدف بعدی اعمال خشونت مد نظر کودتاچیان میباشد
نظر سایر دوستان در این زمینه راهگشا خواهد بود
Friday, November 6, 2009
خداوندا تو خود شاهد ظلمی که بر این امت میرود باش
پیشنهاد برای پربار نمودن 16 آذر
هرچند شاید بعضی ها فکر کنند که ما نباید فوت وفن کارمونو داد بزنیم، چون این چیزارو دشمنم می خونه. ولی من فکر می کنم بیان و اطلاع رسانی گسترده در این مورد سود بیشتری نسبت به هزینه خواهد داشت. به این معنا که
1) در صورت زیاد شدن تاکتیک های مقابله ، در عمل امکان برخورد با همه آن ها نخواهد بود.
2)در هر موقعیت خاص، از پیش معلوم نیست که ما از چه تاکتیک هایی استفاده خواهیم کرد.
3)بدون اطلاع رسانی از طریق اینترنت هم دشمن با چند بار برخورد با آن ها آشنا می شود.
4)دشمن توان آنالیز همه پیشنهادات و طراحی و تمرین روش های مقابله با آن را حداقل در کوتاه مدت ندارد پس می توان پیشنهادات را در زمان کوتاهی قبل از روزهای راهپیمایی انتشار داد تا این وجه از موضوع تقویت شود.
5)بیان برخی از مطالب مثل خصوصیات معمول نیروهای دشمن و ابزارهای آنها اصولا هیچ منافاتی با حفاظت اطلاعات ندارد و بلکه به شناخت بهتر ما ازآنها و طراحی روش های بهتر و موثرتر مبارزه می انجامد.
6)حال که پس از 13 آبان که دشمن بار دیگر در حد قبل از روز قدس دست به خشونت و سرکوب شدید زده است، ما مجبور به برخورد فیزیکی مشابه در حد محدود با ان ها هستیم. چه بهتر که با تمرین و آگاهی بیشتر این کار را انجام بدهیم. حتی می توانیم فنون دفاع شخصی را در قالب هنر های رزمی بیاموزیم.
برخی توصیه ها که به ذهن من می رسد:
روز 13 آبان نیروهای سرکوبگر در اعمال خشونت یکسان نبودند. می شد خشونت بیشتر را در رفتار موتورسوارهای سیاهپوش و لباس شخصی ها دید. نوعی از جنگ روانی هم برای ایجاد ترس و متفرق کردن با هزینه کم هم در جریان بود. به این صورت که برخی از نیروها مردم را از خشونت و برخورد شدیدتر به به اصطلاح نفهم تر بودن برخی دیگر می ترساندند!
مورد دیگر نحوه فرار کردن بود. به این معنا که در پیاده رو ها و خیابان هایی که حالت بلوار دارند، فرار مستقیم رو به جلو به خصوص وقتی موتور سوارها به دنبال ما هستند، خطر بیشتری دارد. باید سعی کرد که از مسیر حرکت آنها به نوعی کنار رفت.مثلا به طرف دیگر خیابان بروید.
نیز در مورد گیر افتادن در کوچه های بن بست! باید شناخت حداقلی از وضعیت محل های دررو و کوچه و تقاطع های محل داشته باشیم. این آگاهی را می توان با بررسی نقشه منطقه یا مسیر قبل از بیرون رفتن از خانه، دقت و مشاهده تابلوهای راهنمایی و رانندگی قبل از شروع درگیری، پرسیدن از دیگر افرادو... کسب کرد(حیاتی است). در این مورد اکتفا کردن به جهت فرار دیگران و فرار به دنبال آن ها اصلا به صلاح نیست!
در موقع راهپیمایی و قبل از شروع درگیری احتمالی غیر از شعار دادن و جو گیر شدن، گوشه چشمی هم به مکان ها، تعداد و نوع نیروهای دشمن مستقر در مسیر داشته باشید. هرچند به تنهایی قابل تکیه نیست و نیرها می توانند جابجا شوند.
پوشیدن لباس و کفش مناسب برای فرار الزامی است. لباس گشاد، همراه داشتن کیف، کفش غیر ورزشی و سایر چیزهای دست و پاگیر قدرت مانور شما را کم می کن.خانم ها بایستی در این مورد بیشتر دقت کنند!
زمانبندی و حضور به موقع، دقیقا در زمان اعلام شده در خیابان، نه زودتر و نه دیرتر برای غافلگیری و ایجاد تجمع به صورت ناگهانی موثر به نظر میرسد. توصیه من به خصوص به مردم سبز شیراز است که معمولا برای رفتن به تجمع و حتی مهمانی هم تاخیری عمل می کنند!
گفتن مسایل و توصیه های تکراری به معنای تاکید بر اهمیت آن هابرای آن هایی است که می دانند و البته آگاهی آنانی که نمی دانند.پس تکرار با حفظ نوآوری هیچ اشکالی نداردکه هیچ، خیلی هم بجاست.
آقایان بایستی حمایت بیشتری از خانم ها داشته باشند.این موضوع تاکتیک نیست بلکه به غیرت آدم برمی گردد!
در ضمن اگر امکان دارد روش فرستادن کامنت را اصلاح کنید، اینجوری سخته! کامنتات کم می شه. از ما گفتن بود!
در پایان باز هم از شما برای پیش کشیدن این موضوع بسیار بسیار سپاسگذارم.حتما به نوشتن در این مورد با جدیت ادامه بدهید.
Wednesday, November 4, 2009
دست به دست هم دهیم به مهر ، 16آذر خویش کنیم پربارتر
1-برنامه ریزی برای تظاهرات بعدی
2-تجزیه و تحلیل تظاهرات انجام شده
اینکه از الان به فکر تضاهرات16 آذر باشیم بسیار هم پسندیده میباشد و جزو اهداف جنبش شبز اما مهمترین قسمت گزینه دوم یعنی تجزیه و تحلیل تظاهرات انجام شده هست که باید حتما بهش پرداخته بشه
باید معلوم بشه ایا تونستیم به همه هدفهای از پیش تعیین شده برسیم؟اگر نه علل نرسیدن به هدفها بررسی و تجزیه تحلیل بشه و دفعه بعد با رفع مشکلی که ما رو در رسیدن به هدف قبلی ناکام گذاشته اهداف خودمونو گسترش بدیم
Tuesday, November 3, 2009
ترفند های ا ن دیکتاتور ایران همچون خس و خاشاک بر روی اب است !
Thursday, October 29, 2009
اقا جان !مجرم اصلی تویی تو!!
میگم راستی اولین روز چطور صحت انتخابات رو مطمئن شدی !ببخشید نمیدونستم بهتون وحی میشه اخه شما خودتو نو نماینده مستقیم خدا میدونی!ولی تا یادم هست محمد خاتم پیامبرانه و بعد اون خدا.ند به هیچ احد الناسی وحی نخواهد کرد وچس بازم میپرسم از کجا به موضوع پی بردی؟نکنه از نواب امام زمانی! اما تا یادمه تو کتب دینی هم هست که بعد غیبت کبری توسط امام زمان دیگه با هیچ کس ارتباطی نداره
هر چقدر که فکر میکنم میبینم مجرم اصلی تویی که قبل از تایید انتخابات توسط مراجع قانونی تاییدت فصل الخطاب شد و بقیه هم باهاش مثل حکم حکومتی برحورد کردند و علی رغم اذعان به وجود 2-3 میلیون تقلب باز صحت انتخابات رو تایید کردند پس منتظر بمان که در دادگاه عدل الهی با حضور میلیونی مردم معترض محاکمه شوی و بر مجرم بودنت اذعان کنی
باش تا ان روز فرارسد
Sunday, October 25, 2009
استبداد مثل سگ می ماند. اگر فرار کنی دنبالت می کنه و اگر دنبالش کنی فرار می کنه
" استبداد مثل سگ می ماند. اگر فرار کنی دنبالت می کنه و اگر دنبالش کنی فرار می کنه. سیزده آبان روزیست که باید مستبد را دنبال کنیم
!"گذشته از اینکه آیا براستی توسط ایشان گفته شده یا نه تعبیر بسیار خوشفکرانه ایست که در انرژی دهی به اعضای جنبش سبز برای شرکت کوبنده در تضاهرات اعتراض امیز روز 13 ابان اثر به سزایی خواهد داشت
پارسی را پاس بداریم ! پیشنهاد به بالاترینیها
براستی در این لینک و متن اون تا چه اندازه از لفت فارسی استفاده شد!؟
Tuesday, October 20, 2009
ایرا ن متعلق به تمامی مردم و گروههای ایرانیست
جبهه سبز فرصتیست تا دوباره تمامی گروها و قاطبه مردم دور هم جمع شده و به اصلاح امور پیرامون خود بپردازد میرود که پس از پیروزی جبهه متحد سبز همه مردم و گروهها در سازندی کشور خود استینها را بالا زده واز وجود تمامی گروهها و قبایل در اداره میهنمان بهره گرفته و در بالندگی کشورمان ایران بکوشیم
به امید انروز
Sunday, October 18, 2009
اخرین عکس یادگاری از سردار شوشتری با سربازان ناتو!
Friday, October 16, 2009
رجز خوانی احمد جنتی در گود بدون حضور حتی تماشاگر!
Thursday, October 15, 2009
یادمان اسرای جنبش سبز، مصطفی تاجزاده و سعید لیلاز
Monday, October 12, 2009
دولت کودتا چگونه اشتغال ایجاد میکند؟
تو بخشی که کار میکنم پیگیر اضافه کاری شدم گفتن کمه ولی میشه چند ساعتی جور کرد اما به قیمت شرکتی!گفتم شرکتی دیگه چیه؟گفتن جدیدا اضافه کارها رو شرکتی به مناقصه برداشته و با قیمت کمتر از ساعتی 1800 تومان بین افراد خارج از سازمان واگذار نموده است اگر شما هم مایلید چون رسمی هستید برای شما ساعتی 3000تومان حساب میشود حال انکه سنوات قبل ساعتی 5000تا 7500 به حساب می امد
با وجودیکه شدیدا نیاز مالی داشتم در اعتراض به وضع پیش امده قبول نکردم و علتش رو هم اعتراض به روند موجود اعلام کردم
جدا ادم شاخ در میاره !
اینا چی فکر کردن!داشتم حساب کتاب میکردم که اگه شخصی بخواد روزانه 6 ساعت اضافه کاری برداری و 6 روز هفته رو هم فول تایم بره سره کار سر ماه میشه 144 ساعت یعنی مبلغ 259 هزار تومان اونم باید 10 درصدشو به صاحب شرکت بپردازه! با چشای خودم دیدم با مدرک فوق لیسانس هم اومده بودن و مشغول به کار شده بودند(شاید به امید عقد قرار داد در اینده و شاید هم از فرط بی کاری)
وای بحال نسل جدید با این وضع جامعه!
دستخط آیت الهی که "ولدان" او را فریب داده و امضایش را علیه آیت الله دستغیب گرفته بود.

Thursday, August 20, 2009
شروع ماه مبارک رمضان با ایات عظام منتظری و صانعی( نافرمانی مدنی)
Friday, August 14, 2009
عاملین انقلاب مخملی را ببین!؟
Wednesday, August 12, 2009
!رطب خورده چون منع رطب کند
ایا چندین مورد احکام سنگسار برای فاعلان لواط توسط قضات همین رژیم صورت نگرفت؟ از این پس چگونه رطب خورده منع رطب کند؟؟! آیا برای حفط به ظاهر دین(در باطن خکومت) کلیه احکام الهی تعطیل و برای رعب و وحشت مخالفان جایز است؟اگر چنین است که احکام الهی بازیجه ای باشد در دست عمال حکومت !بدا به حال ما که حکومت جابری (طالوت) بر ما حاکم است . ما موج سبزها در اجرای احکام الهی عاملان لواط را به سنگسار محکوم میکنیم و در صورت کوتاهی دستگاه قضایی بر هر فرد مسلمان واجب است نسبت به شناسایی و سنگسار عاملان اقدام نماید
Saturday, August 1, 2009
آیا براستی ابطحی کم آورده است؟
خبرگزاری فارس: عضو مجمع روحانيون مبارز گفت: تقلب اسم رمز آشوب شده بود که در آن لشکرسازی و تمرين پهن شدن مردم در خيابانها هم موجود بود.
به گزارش خبرنگار سياسی خبرگزاری فارس محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانيون مبارز که اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگی به جرائم متهمان سياسی حوادث بعد از انتخابات که صبح امروز شنبه برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به کيفر خواستی که از سوی معاون دادستان تهران در ابتدای جلسه بيان شد، گفت: همه صحبتهايی که معاون دادستان مطرح کرد، بنده قبول داشتم اما مسائلی را بايد مطرح کنم. وی افزود: چند نفر از دوستان مسائلی را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح کردند، انتخابات واقعا فوقالعاده بود ۴۰ ميليون نفر مسئلهای نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح کرد: بنده شخصا از معدود کسانی بودم که در موضوع انتخابات با حضور موسوی موافق نبودم. سال ۸۴ که وی برای حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت کردم چرا که اين مقطعی که وی در سيستم حکومتی حضور نداشت، میتوانست توهماتی برای موسوی ايجاد کند که اين توهمات به کشور آسيب میزد. ابطحی ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتی بود و شايد انتخاباتی بود که دو تا سه سال برای آن کار شده بود و تصور میکنم که اصلاحطلبان پس از شکست در سه انتخابات برای به نوعی محدود کردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حرکت کردند. وی خاطرنشان کرد: بنده اعتراف میکنم که بخش عمدهای از سفرهای خاتمی به عنوان سفرهای تبليغی بود که اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وی کرده و خاتمی را تنها شانس پيروزی در انتخابات ايران مطرح کنند. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاکيد کرد: اصلیترين اتفاقی که در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاری، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايی مطرح کردم که تقلب يک اسم رمز آشوب شده است که در آن لشکرسازی برای تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابانها هم در آن موجود بود. وی افزود: تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابانها در چارچوب تقلب بود که میتوانست معنا پيدا کند. ابطحی اظهار داشت: آنچه که معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگی يا مخملی عنوان کردند بنده فکر میکنم ظرفيت آن در کشور وجود داشت البته نمیدانم که نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولی اگر اين ظرفيت در کشور ضعيفتری موجود بود، موفق میشد و در خصوص رسانه هم بايد گفت که رنگ سبز بيشتر تبديل به يک رسانه شده بود. وی گفت: اينکه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوی خود را به عنوان رئيسجمهور ايران معرفی ميکند و البته خاتمی هم در اين بين به وی تبريک میگويد نشاندهنده نوعی تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا که در انتخابات سال ۸۴ وقتی فاصله کروبی و احمدینژاد کمتر از نيم ميليون بود، وزارت کشور خاتمی نپذيرفت که کلمه تقلب مطرح شود لذا کروبی تخلف در انتخابات را مطرح میکرد و بنده تعجب میکنم که در اين انتخابات با وجود اختلاف ۱۱ ميليونی چگونه بحث تقلب پذيرفته می شود. اين در حالی است که همانهايی که ۵۰۰ هزار اختلاف را تقلب نمیخواندند،امروز ۱۱ ميليون فاصله را تقلب میخوانند. ابطحی اضافه کرد: همه ما در مصاحبههای مختلفی گفته بوديم که در بدترين شرايط بين يک تا دو ميليون بيشتر امکان تقلب وجود ندارد.فلذا میگفتيم که اگر بتوانيم از اين ميزان عبور کنيم کانديدای ما در انتخابات پيروز میشود؛ واقعا ما اصلاحطلبان در بسياری از موارد صداهايی را که بايد میشنيديم، نمیشنيديم يا صدای همه را نمیشنيديم و در واقع صداهای جامعه متوسط به بالا را میشنيديم و در واقع اين توهم،توهم بزرگی بود که موسوی پيدا کرده و احساس میکرد که تقلب ۱۱ ميليونی امکان پذير است. محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه سخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسيدگی به جرايم پس از انتخابات گفت: زمانی که قرار بود موسوی مدارک مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح کند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتی بحث ارائه مدارک تقلب در انتخابات مطرح شد يکی از دوستان که قبلا وزير کشور هم بود گفت همه اين مدارک اگر جمع شود و درست باشد ۷۰۰ هزار رای بيشتر نمیشود. بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته ياد کردم به خاطر همين توهمات بود که در موسوی وجود داشت که وی امکان تقلب ۱۱ ميليونی را امکان پذير میدانست. وی افزود: پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با هم قسم شدند که پشت يکديگر را خالی نکنند و بنده نمیدانم که اين تنها نگذاشتن و ياری کردن يکديگر پس از ۱۱ ميليون فاصله برای چه بود. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح کرد: شايد خاتمی دليل خود را داشت، موسوی شايد کشور را نمیشناخت ولی خاتمی با همه ارادتی که به وی دارم اتفاقا برعکس همه مسائل را میدانست، توانايی و اقتدار مقام معظم رهبری را میشناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی کرد که اين همراهی خائنانه بود. ابطحی اضافه کرد: هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدینژاد و مقام معظم رهبری را داشت؛ اينها همه مسائلی بود که در ذهن موسوی به عنوان توهم همراهی شکل گرفته بود. وی با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان کرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه میداشت. عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح کرد: بنده خودم را نيروی اصلاحطلب میدانم؛ لذا میگويم که خاتمی حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پای موسوی بريزد حتی موسوی هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوری احمدینژاد نبودم ولی زمانی که ۱۱ ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان کسی که طرفدار مردمسالاری هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوی فضای رشد مدنی را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت کردهام. ولی اگر به جای پيام به موسوی به احمدینژاد تبريک میگفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم. ابطحی با اشاره به حضور خود در برخی راهپيمايیهای غيرقانونی خيابانی تاکيد کرد: کار بدی کردم که در راهپيمايیها شرکت کردم ولی کروبی به بنده گفت که ما با اين رای کم نمیتوانيم مردم را به خيابانها دعوت کنيم. ولی خود برويم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهيم. وی اظهار داشت: موسوی به کروبی پيغام داده بود که من چيزی برای از دست دادن ندارم، موسوی اگرچه چيزی برای از دست دادن نداشت ولی با توجه به رای ۱۳ ميليونی با اين پيگيری آشوبها خيلی چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور ۴۰ ميليونی را از دست داده و آنرا خدشهدار کرديم ما میتوانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم. عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوی در بسياری از موارد میگفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالی است که اين آشوبها دلبستگیهای مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع کرد، موسوی میگفت که من طرفدار خط امام هستم و هميشه روی نظام و امام تاکيد میکرد، بنده میگويم که هيچکس نمیتواند روی امام و نظام تاکيد کند ولی در عين حال کوچکترين عملی انجام دهد که نظام را هم به خطر بيندازد. چرا که امام فرمودهاند حفظ نظام از اوجب واجبات است. ابطحی اضافه کرد: اگر مقام معظم رهبری نبودند و يا اگر ايشان يک قدم به عقب مینشستند امروز هلال ناامنی ايران، افغانستان و پاکستان شکل میگرفت و درصورتی که اين هلال تشکيل میشد ديگر هيچ جا و آثاری از انقلاب نمیماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشی مقام معظم رهبری و سربازان با نام و بی نام ايران که اين کشور را از اين مسئله نجات دادند تشکر کند. وی با بيان اينکه معمولا ما نيمی از شجاعت را تعريف کردهايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتری هم وجود دارد که بنده از آن استفاده میکنم لذا اگر انسانی احساس کند که به ديدگاهی رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانهتر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حکومت و نظام. عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاکيد کرد: به همه دوستان میگويم و همه دوستانی که صدای ما را میشنوند بدانند که موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوبها شکل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايی که کشور دچار آسيب و سختی بشود.
Saturday, July 25, 2009
لزوم هوشیاری در برابر حرکتهای عوامل کودتا
مسافران داخل خودرو با داد و فرياد، مردم را از موضوع مطلع كردند و طلب كمك كردند و توانستند خودرو را متوقف و از آن به بيرون فرار كنند. مردم بلافاصله بعد از اطلاع از نقشه راننده، به خودرو او هجوم بردند و قصد داشتند راننده را از خودرو به بيرون بكشند كه راننده در فرصتي مناسب و با سرعت از بين مردم گريخت.
Monday, July 13, 2009
تشکیل کمیته حقیقت یاب
Sunday, July 5, 2009
قلک های گدایی جمهوری اسلامی
یکی از ترفندهای نظام حاکم بر ایران برای بیرون کشیدن پول مردم فقیر و زحمت کش استفاده از کمیته امداد است که گاها شنیده میشود در دست افرادی قرار میگیرد که در سرکوب مردم دست داشته اند
این کمیته به دستور امام خمینی و با هدف والایی برای کمک به محرومین تشکیل شد
ولی اکنون که نظام به مقابله با مردم پرداخته است و بر روی انان اتش میگشاید بهتر است در هر محله کمیته ای تشکیل و در این کمیته کمکهای خیرین به مصارف خانواده های مستحب و نیازمند برسد
شنیده ها حاکیست کمیته امداد برای کمک به مردم فلسطین سیب زمینیهای غزه را خریده و بین مردم پخش نموده است حال انکه از جای چای کشور اسلامی گزارش شده است که سیب زمینی کشاورزان زحمتکش میهنمان با صرف هزینه های سردخانه و حمل و نقل کلیه سیبزمینی های خود را در زمینهای اطراف شهر خود ریخته و متحمل ضرر و زیانهای فراوانی شده اند
برای مقابله با این اقدام رژیم و کمک به کشاورزان زحمتکش میهنمان واریز هر گونه وجهی را چه از طریق صندوق و چه بصورت واریز به حسابهای کمیته امداد متوقف نموده و از طریق شناسایی خانواده های نیازمند در جهت کمک به آنان قدمهای مثبتی برداریم



