سلام
اگر به تاريخ نيم نگاهي بياندازيم با ديکتاتورهاي بسياري مواجه ميشويم که در آغاز بر مبناي مردم سالاري بر مسند قدرت نشته اند اما اينکه سر از ديکتاتوري در آورده اند خود جاي سوال است
آيا از خود پرسيده ايد که آيا من در ميان خانواده ،دوستان و جامعه به نظرات جمع اهميت ميدهم !يا اينکه ضمن اصرار بر نظرات خود در سرکوب نظرات ديگران هم بسيار ميکوشيم؟ اگر شما جزو اينکونه افراد هستيد به قطع دنبال رهبر ديکتاتور هم هستيد چرا که براي تاييد خود دنبال شخصي هستيد که حرف و کردار وي فصل الخطاب بوده و کسي را جرات نقد و انتقاد نباشد و از همينجاست که تفکر کودتايي در جامعه ريشه ميدواند.شما به عنوان يک معلم تا چه اندازه تحمل شنيدن انتقاد دانش اموزان و همکاران را داريد؟به عنوان کاربران شبکه هاي اجتماعي اينترنتي نظير دنباله وفيس بوک و بالاترين آيا تحمل لينک ها و نظرات مخالف خود هستيد؟
يک بار يادمه تو بالاترين هنگام برگزاري بيدادگاه رژيم لينک زدم که فلاني کم آورده است!؟ يوزرها از هر طرف ريختند سرم و اگر واقعا بهم دسترسي داشتند تيکه بزرگه کوشم بود که بر جا ميموند!براستي چرا؟آيا ما که خود را اعضاي جنبش سبز معرفي ميکنيم نميبايست تفکرات کودتايي را از ذهن و انديشه خود پاک کنيم ؟امروز تو بالاترين لينکي رو ديدم که از طرف بابک داد گلايه شده بود از بچه هاي بالاترين، همه در کمال احترامي که به بابک داد داشتند نقدش کرده بودند ونظرات خودشونو ابراز کرده بودند همين همانند واکسني در برابر ديکتاتور پروري خواهد بود که بايد آنرا پاس بداريم بياييد در کمال
ارامش و طيب خاطر به نقد انديشه هاي افراد بپردازيم و تفکرات جنبش سبز را با هم انديشي سبزتر کنيم
