Friday, November 27, 2009

تفکر ديکتاتوري چگونه شکل ميگيرد!؟

سلام
اگر به تاريخ نيم نگاهي بياندازيم با ديکتاتورهاي بسياري مواجه ميشويم که در آغاز بر مبناي مردم سالاري بر مسند قدرت نشته اند اما اينکه سر از ديکتاتوري در آورده اند خود جاي سوال است
آيا از خود پرسيده ايد که آيا من در ميان خانواده ،دوستان و جامعه به نظرات جمع اهميت ميدهم !يا اينکه ضمن اصرار بر نظرات خود در سرکوب نظرات ديگران هم بسيار ميکوشيم؟ اگر شما جزو اينکونه افراد هستيد به قطع دنبال رهبر ديکتاتور هم هستيد چرا که براي تاييد خود دنبال شخصي هستيد که حرف و کردار وي فصل الخطاب بوده و کسي را جرات نقد و انتقاد نباشد و از همينجاست که تفکر کودتايي در جامعه ريشه ميدواند.شما به عنوان يک معلم تا چه اندازه تحمل شنيدن انتقاد دانش اموزان و همکاران را داريد؟به عنوان کاربران شبکه هاي اجتماعي اينترنتي نظير دنباله وفيس بوک و بالاترين آيا تحمل لينک ها و نظرات مخالف خود هستيد؟
يک بار يادمه تو بالاترين هنگام برگزاري بيدادگاه رژيم لينک زدم که فلاني کم آورده است!؟ يوزرها از هر طرف ريختند سرم و اگر واقعا بهم دسترسي داشتند تيکه بزرگه کوشم بود که بر جا ميموند!براستي چرا؟آيا ما که خود را اعضاي جنبش سبز معرفي ميکنيم نميبايست تفکرات کودتايي را از ذهن و انديشه خود پاک کنيم ؟امروز تو بالاترين لينکي رو ديدم که از طرف بابک داد گلايه شده بود از بچه هاي بالاترين، همه در کمال احترامي که به بابک داد داشتند نقدش کرده بودند ونظرات خودشونو ابراز کرده بودند همين همانند واکسني در برابر ديکتاتور پروري خواهد بود که بايد آنرا پاس بداريم بياييد در کمال
ارامش و طيب خاطر به نقد انديشه هاي افراد بپردازيم و تفکرات جنبش سبز را با هم انديشي سبزتر کنيم

Monday, November 16, 2009

خوشبختانه تو آنقدر عاقل بودی که رؤیای خود را نگه داری

شخصی تعریف میکرد:من دوستی به نام مانتی رابرتز دارم که یک مزرعه پرورش اسب دارد.
یک روز که در حال صحبت بودیم او داستانی را برای من نقل کرد. داستان پسری که فرزند یک تعلیم دهنده اسب دوره گرد بوده که از اصطبلی به اصطبل دیگر، از مسابقه ای به مسابقه دیگر و از مزرعه ای به مزرعه دیگر می رفت تا اسب ها را آموزش دهد. بنابراین درس خواندن آن پسر در دبیرستان مرتباً با وقفه مواجه می شد وقتیکه سال آخر دبیرستان بود از او خواسته شد تا در یک صفحه بنویسید تا در آینده می خواهد که و چه کاره باشد.
آن شب او هفت صفحه در توصیف هدف خود یعنی داشتن یک مزرعه پرورش اسب نوشت. او درباره رؤیای خود با تمام جزئیاتش نوشت و حتی یک شکل از یک مزرعه 200 جریبی که در آن محل ساختمانها و اصطبلها و مسیر مسابقه مشخص شده بود کشید. و سپس نقشه یک ساختممان 370 متر مربعی را کشید که در مزرعه 200 جریبی او واقع شده بود.
او تمام آرزوهای خود را در آن پروژه قرار داد و روز بعد آنرا به معلم داد. دو روز بعد نوشته هایش به دست خودش بازگشت در صفحه اول یک F(نمره بسیار پایین) با رنگ قرمز نوشته شده بود. با یک توجه که نوشته بود «بعد از کلاس بیا پیش من». پسر با صفحات حاوی رؤیاهایش به دیدن معلم خود رفت و از او پرسید چرا نمره اش F شده است؟
معلم در پاسخ به او گفت این یک رؤیای غیر واقعی برای پسری در شرایط توست. تو فرزند یک خانواده دوره گرد از خانواده سطح پایینی هستی! و هیچ سرمایه ای نداری برای داشتن یک مزرعه پرورش اسب مقدار زیادی پول لازم است. تو باید یک زمین و اسبهایی با نژاد اصیل بخری و آنها را تکثیر کنی که همه اینها مقدار زیادی پول لازم دارد. برای انجام چنین کاری هیچ راهی وجود ندارد. پس از آن، معلم اضافه کرد: اگر تو دوباره با واقع گرایی بیشتری این مطالب را بنویسی من هم در نمره تو تجدید نظر می کنم.
پسر به خانه رفت و مدت طولانی در این مورد فکر کرد و از پدرش در این باره کمک خواست ولی پدرش به او گفت ببین پسرم تو باید خودت این کار را تمام کنی و از ذهن خودت کمک بگیری. البته من می دانم که این تصمیم بزرگی برای توست.
بالاخره بعد از یک هفته کلنجار رفتن پسر همان صفحات را بدون هیچ تغییری به معلمش برگرداند و به معلمش گفت تو می توانی نمره F را برای من نگه داری و من هم رؤیای خود را برای خودم نگه می دارم.
بله آن پسر مانتی بود. او اکنون یک مزرعه اسب 200 جریبی دارد و در حالی این داستان را تعریف می کرد که در خانه 370 متر مربعی خود نشسته بود. مانتی ادامه داد. من هنوز آن ورق کاغذها را دارم. او اضافه کرد بهترین قسمت داستان اینجاست که دو تابستان پیش همان معلم دبیرستان 30 دانش آموز خود را به مزرعه اسب من برای یک تور یک هفته ای آورد. وقتی که معلم قدیمی داشت آنجا را ترک می کرد گفت من معلم تو بودم من سارق رؤیای تو بودم. در آن سالها من رؤیای بچه های زیادی را دزدیدم اما خوشبختانه تو آنقدر عاقل بودی که رؤیای خود را نگه داری
================================
نتیجه گیری اخلاقی اینکه رویاهای جنبش سبز هر چند در نگاه کودتاچیان دست نیافتنیست ولی برای اعضای جنبش دیر یا زود محقق خواهد شد

Thursday, November 12, 2009

بیایید با تیم سایبر سپاه همگام نشویم!

گاها برخی از دوستان ناخواسته با اعضای تیم سایبر سپاه همگام میشوند و موجبات محرومیت برخی کاربران فعال را فراهم می آورند ممکن است بگویید چگونه؟بعضا اشتباهاتی نظیر لینک تکراری و لینک تزیینی و ... ممکن است از جانب اعضای جنبش سر بزند اگر دقت کرده باشید گاها در همان دقایق اول توسط سایبریان شکار میشود و رای های منفی جمع و به مدیریت سایتهای بالاترین و دنباله نامه ای مبنی بر تخلف و به دنبالش محرومیت 1 هفته ای از فعالیت!
دیروز همین اتفاق برای من افتاد بنده در وبلاگ مطلبی رو پست کردم وقتی خواستم در بالاترین پست کنم با ایراد دومین مطلب مواجه شد و من هم لینک رو تزئینی کردم در همون دقایل اول چند نفری ریختند و رای منفی و در نهایت بسته شدن حساب کاربری برای یک هفته ؟
جالت اینجاست که برخی از فعالین جنبش سبز نیز همگام با تیم سپاه رای منفی داده بود که طرف صحبت من بیشتر با این دوستان است که دشمن اگر میشکند حرفی نیست او را*بگو دوست چرا میشکند
در نظر داشته باشیم که تیم سایبر سپاه مترصد فرصت هستند که با گرفتن یک تخلف اعضای جنبش سبز را از گردونه فعالیت خارج کنند .بیایید با تیم سایبر سپاه همگام نشویم

Wednesday, November 11, 2009

20.30 کی میخواد از شیپورچی کودتا بودن دست برداره؟

دوباره 20.30 خوش خدمتی کرد و اعدام مرحوم احسان فتاحی را حاصل عضویت در گروه پراک دونست و با نشون دادن عکسی از نامبرده و اینکه گروه پراک کشتار وسیعی در میان اهالی منطفه داشته اند سعی در مخدوش نمودن چهره آن مرحوم داشت غافل از اینکه حنای20.30 دیگه رنگی نداره و همه در یکسویه نگری صدا و سیما متفق القولند صدا و سیما کی میخواد از سیپورچی دولت کودتا ؟ بودن دست برداره دور نست روزی که در پیشگاه عدل الهی به چه کنم چه کنم خواهی افتاد

بنی ادم اعضای یک پيکرند*که در آفرینش زیک گوهرند*چو عضوی بدرد آورد روزگار*دگر عضوها را نماند قرار

مطلبی که در ذیل بدان پرداخته میشود در حد پیشنهاد بوده و قابل نقد میباشد
با توجه به اینکه جامعه مجازی هم مقبولیت خاص خود را دارد پیشنهاد میشود برای یادبود احسان فتاحیان و سایر جانباختگان جنبش مدنی لینکی زده شود و در ذیل هر کامنت اگر از دوستان مطلب خاصی در یاد آن بزرگوار داشته باشند مرقوم کنند و گرنه به گفتن تسلیت و قرائت فاتحه یاد و خاطره ان بزرگوار را گرامی بداریم و بدین طریق به رژیم کودتا نیز بفهمانیم ملت ایران همچو( بنی ادم اعضای یک پيکرند*که در افرینش زیک گوهرند**چو عضوی بدرد آورد روزگار*دگر عضوها را نماند قرار) بسان ملت واحدی هستند که در نا بسامانیها و کژیهای روزگار در کنار همدیگر و یار و یاور همدیگرند
چگونگی اجرای این پیشنهاد میتواند بعد از پختگی در بخثهای اعضا جنبه اجرایی به خود بگیرد

Tuesday, November 10, 2009

احسان هم رفت

سحرگاه امروز احسان هم به خیل جانباختگان رژیم ستیز پیوست آنچه مشهود است رژیم کودتا از اعدام وی هدفی داشته است
ایجاد رعب و وحشت در دل هم میهنان کرد
به زعم خود ممانعت از پیوستن هم میهنان کرد به جنبش سبز و جلوگیری از گسترش موج مخالفت
ایجاد رعب و وحشت در دل اعضای موج سبز برای جلوگیری از گرایش احتمالی به خشونتهای اتی
( ترساندن جنبش سبز از براه انداختن تظاهراتی همچون 13 آبان در آینده (16 آذر
با وجود اهدافی که رژیم دنبال میکند اما این اهداف در درازمدت نتیجه کاملا عکس خواهد داد و همچون تیریست که به سمت خودشان
شلیک شده است چرا که ملت ایران فهیمتر و اگاهتر از ان هستند که عمال رژیم در مورد مردم میکنند
برای خنثی کردن حرکتهای رژیم به استقبال 16 آذر خواهیم رفت و با یکپارچگی قومیتی چنان درسی به رژیم خواهیم داد که در
تاریخ ثبت شود

دکتر جان(صفار) چی میخواستی؟چی شد!

در پی حضور صفار هرندی در دانشگاه گیلان برای به چالش کشیدن جنبش سبز با وجود آماده سازی قبلی دانشگاه و چاپ اطلاعیه های رنگی آنچنانی گویا جز اعتراض و شعارهای تند دانشجویان چیزی گیرش نیومد و دست از پا درازتر دانشگاه را ترک کرده است

به پیوست اطلاعیه رنگی فراخوان سخنرانی صفار هرندی قرار میگیرد



Monday, November 9, 2009

خشونت متقابل،اری؟خیر؟

نیروهای تا بن دندان مسلح ایادی خود فروخته رژیم با یورش بی رحمانه به زنان و دختران بی دفاع در روز 13 ابان ، از این حرکت خود اهداف زیر را دنبال میکنند :
1- به مبارزه طلبیدن جوانان جنبش سبز برای لوث کردن حرکت اخلاقی جنبش سبز و کشاندن مبارزات جنبش سبز به خشونت. بنده بر این عقیده ام که در مقطع کنونی که جنبش نوپا بوده و در حال گذر از مرحله بلوغ میباشد خشونت جز اینکه باعث پراکنده شدن نیروها و ریزش طرفداران میشود ثمر دیگری ندارد و در یک کلام ضررش از منفعت بیشتر است و لازم است جوانان خویشتن داری نموده و در دام کودتاچیان نیافتند البته گاها یکی دومورد اعمال خشونت متقابل برای تفهیم این موضوع که در صورت اعمال خشونت طرف مقابل هم اسیب خواهد دید ضروریست

2-از دور خارج ساختن طیف زنان و دختران از مبارزات و به نصف تقلیل دادن حامیان جنبش سبز اما حقیر بر این عقیده ام که طیف زنان و دختران در این 30 سال جنان مورد بی مهری و ظلم قرار گرفته اند که که با این چنین رفتارها نابخردانه عوامل رژیم از میدان بدر نخواهند شد اما بر ما جوانان در اجتماعات وظیفه است که حامی و پشتیبان زنان و دختران باشیم و از دستگیری و کتک خوردن انها توسط مزدوران رژیم جلوگیری کنیم چرا که در خشونتها مردان را توان و تحمل مقابله با خشونت بیشتر است

3-وادار کردن خانوادها برای ممانعت از پیوستن دختران به جنبش سبز به واسطه خشونتهای اعمال شده در طول تظاهرات و اذیتهای جسمی و روانی و گاه جنسی به دختران به عنوان هدف بعدی اعمال خشونت مد نظر کودتاچیان میباشد
نظر سایر دوستان در این زمینه راهگشا خواهد بود

Friday, November 6, 2009

خداوندا تو خود شاهد ظلمی که بر این امت میرود باش

ای علما!شنیده اید که در شیراز با نوامیس مردم چه کرده اند؟غیرتتان قبول میکند که مردان زالو صفت رژیم دختران مسلمان این مرزو بوم را بر ترک موتور سوار کرده و چادر و مقنعه از سر بکشند!کجاست غیرت دینی!کجاست ناموس پرستی!کجایند همت ها و باکریها ؟چرا واکنسی نشان نمیدهید اینان دختران کشور مسلمان شمایند و نه کشور اجنبی!تف بر غیرت تو بسیجی !مگر خودت ناموس نداری خواهر و برادر نداری؟به والله اگر تحمل کنی کسی چپ به ناموس و خواهر مادرت نگاه کند پس به کجا میروی ای به ظاهر دنباله رو همت ها و باکریها !؟کاش مرده بودیم و چنین روزهایی را نمی دیدیم

پیشنهاد برای پربار نمودن 16 آذر

دو روز پیش پیشنهادی برای بحث در بالاترین و دنباله قرار دادم در ادرسهای ذیل : بالاترین و دنباله اما با استقبال مواجه نشد دوستی در پایین پست کامنتی گذاشته بود که عینا براتون قرار میدم:

لطفا به نوشتن و لینک دادن در این مورد با ایمان به تاثیر خیلی خوب آن در پیشبرد جنبش ادامه بدین . این نوشته ها حتی اگر به کاهش هزینه در حد یک نفر بازداشتی یا مجروح منجر شود، خیلی ارزشمند است . چه اینکه تاثیر آن به مراتب گسترده تر و بیشتر است .
هرچند شاید بعضی ها فکر کنند که ما نباید فوت وفن کارمونو داد بزنیم، چون این چیزارو دشمنم می خونه. ولی من فکر می کنم بیان و اطلاع رسانی گسترده در این مورد سود بیشتری نسبت به هزینه خواهد داشت. به این معنا که
1) در صورت زیاد شدن تاکتیک های مقابله ، در عمل امکان برخورد با همه آن ها نخواهد بود.
2)در هر موقعیت خاص، از پیش معلوم نیست که ما از چه تاکتیک هایی استفاده خواهیم کرد.
3)بدون اطلاع رسانی از طریق اینترنت هم دشمن با چند بار برخورد با آن ها آشنا می شود.
4)دشمن توان آنالیز همه پیشنهادات و طراحی و تمرین روش های مقابله با آن را حداقل در کوتاه مدت ندارد پس می توان پیشنهادات را در زمان کوتاهی قبل از روزهای راهپیمایی انتشار داد تا این وجه از موضوع تقویت شود.
5)بیان برخی از مطالب مثل خصوصیات معمول نیروهای دشمن و ابزارهای آنها اصولا هیچ منافاتی با حفاظت اطلاعات ندارد و بلکه به شناخت بهتر ما ازآنها و طراحی روش های بهتر و موثرتر مبارزه می انجامد.
6)حال که پس از 13 آبان که دشمن بار دیگر در حد قبل از روز قدس دست به خشونت و سرکوب شدید زده است، ما مجبور به برخورد فیزیکی مشابه در حد محدود با ان ها هستیم. چه بهتر که با تمرین و آگاهی بیشتر این کار را انجام بدهیم. حتی می توانیم فنون دفاع شخصی را در قالب هنر های رزمی بیاموزیم.
برخی توصیه ها که به ذهن من می رسد:

روز 13 آبان نیروهای سرکوبگر در اعمال خشونت یکسان نبودند. می شد خشونت بیشتر را در رفتار موتورسوارهای سیاهپوش و لباس شخصی ها دید. نوعی از جنگ روانی هم برای ایجاد ترس و متفرق کردن با هزینه کم هم در جریان بود. به این صورت که برخی از نیروها مردم را از خشونت و برخورد شدیدتر به به اصطلاح نفهم تر بودن برخی دیگر می ترساندند!

مورد دیگر نحوه فرار کردن بود. به این معنا که در پیاده رو ها و خیابان هایی که حالت بلوار دارند، فرار مستقیم رو به جلو به خصوص وقتی موتور سوارها به دنبال ما هستند، خطر بیشتری دارد. باید سعی کرد که از مسیر حرکت آنها به نوعی کنار رفت.مثلا به طرف دیگر خیابان بروید.

نیز در مورد گیر افتادن در کوچه های بن بست! باید شناخت حداقلی از وضعیت محل های دررو و کوچه و تقاطع های محل داشته باشیم. این آگاهی را می توان با بررسی نقشه منطقه یا مسیر قبل از بیرون رفتن از خانه، دقت و مشاهده تابلوهای راهنمایی و رانندگی قبل از شروع درگیری، پرسیدن از دیگر افرادو... کسب کرد(حیاتی است). در این مورد اکتفا کردن به جهت فرار دیگران و فرار به دنبال آن ها اصلا به صلاح نیست!
در موقع راهپیمایی و قبل از شروع درگیری احتمالی غیر از شعار دادن و جو گیر شدن، گوشه چشمی هم به مکان ها، تعداد و نوع نیروهای دشمن مستقر در مسیر داشته باشید. هرچند به تنهایی قابل تکیه نیست و نیرها می توانند جابجا شوند.

پوشیدن لباس و کفش مناسب برای فرار الزامی است. لباس گشاد، همراه داشتن کیف، کفش غیر ورزشی و سایر چیزهای دست و پاگیر قدرت مانور شما را کم می کن.خانم ها بایستی در این مورد بیشتر دقت کنند!
زمانبندی و حضور به موقع، دقیقا در زمان اعلام شده در خیابان، نه زودتر و نه دیرتر برای غافلگیری و ایجاد تجمع به صورت ناگهانی موثر به نظر میرسد. توصیه من به خصوص به مردم سبز شیراز است که معمولا برای رفتن به تجمع و حتی مهمانی هم تاخیری عمل می کنند!

گفتن مسایل و توصیه های تکراری به معنای تاکید بر اهمیت آن هابرای آن هایی است که می دانند و البته آگاهی آنانی که نمی دانند.پس تکرار با حفظ نوآوری هیچ اشکالی نداردکه هیچ، خیلی هم بجاست.

آقایان بایستی حمایت بیشتری از خانم ها داشته باشند.این موضوع تاکتیک نیست بلکه به غیرت آدم برمی گردد!
در ضمن اگر امکان دارد روش فرستادن کامنت را اصلاح کنید، اینجوری سخته! کامنتات کم می شه. از ما گفتن بود!

در پایان باز هم از شما برای پیش کشیدن این موضوع بسیار بسیار سپاسگذارم.حتما به نوشتن در این مورد با جدیت ادامه بدهید.

Wednesday, November 4, 2009

دست به دست هم دهیم به مهر ، 16آذر خویش کنیم پربارتر

بعد از هر تظاهرات پرداختن به 2 کار ضرورت پیدا میکنه:
1-برنامه ریزی برای تظاهرات بعدی
2-تجزیه و تحلیل تظاهرات انجام شده
اینکه از الان به فکر تضاهرات16 آذر باشیم بسیار هم پسندیده میباشد و جزو اهداف جنبش شبز اما مهمترین قسمت گزینه دوم یعنی تجزیه و تحلیل تظاهرات انجام شده هست که باید حتما بهش پرداخته بشه
باید معلوم بشه ایا تونستیم به همه هدفهای از پیش تعیین شده برسیم؟اگر نه علل نرسیدن به هدفها بررسی و تجزیه تحلیل بشه و دفعه بعد با رفع مشکلی که ما رو در رسیدن به هدف قبلی ناکام گذاشته اهداف خودمونو گسترش بدیم
یکی از اهدافی که قرار بود بدان دست یابیم تشکیل هسته های مرکزی بود که محقق نشد و عاملش هم فشار بیش از اندازه گارد و نیروهای بسیج و نیروی انتظامی بود برای غلبه بر این مشکل برای تضاهرات بعدی چه تدبیری در نظر دارید؟در بخش نظرات میتونید این مسئله رو به بحث بگذاریم

Tuesday, November 3, 2009

ترفند های ا ن دیکتاتور ایران همچون خس و خاشاک بر روی اب است !

سلام
امروز حتی احمدی نژاد هم سعی داشت کانون توجهات رو از 13 ابان منحرف کنه و با حضور دیکتاتورانه خودش در مجلس فرمایشی تیتر اخبار را به سمت خودش بر گردونه و مردم رو از اخبار داغ 13 ابان محروم کنه ولی کور خونده!همه مردم دیگه فهیم تر از 30 سال پیش هستند و تمامی ریز حرکات کودتاپیان رو زیر نظر دارن و با اقدام به موقع اثرشو خنثی میکنند فردا روز دیگریست روزیست که مردم فهیم ایران خشم و نفرت خودشونو با تظاهرات و حضور در خیابانها بر سر کودتاچیان خواهند ریخت و فریاد بر خواهند اورد که نژاد اریایی ایران شاید برای چند صباحی زیر یوغ استبداد و ظلم بمانند ولی این استیلا همیشگی نیست و انکه رفتنی است ظالم است و مستبد